
اهمیت احترام ذویالحقوق
و تکوینی بودن آثار مودت ذویالقربی و فرزندان اولیاء
اهمیت احترام ذویالحقوق
4مرحوم آقای انصاری پسر کوچکی داشت؛ آخرین بچۀ ایشان که اسمش محمود است. البته ایشان الان خب بزرگ شده؛ آن موقع خیلی کوچک بود. مرحوم آقای انصاری [در خواب به احمد آقا] رو کردند و گفتند:
احمد! یک دست به سرِ این محمود کشیدن، ثوابش از تمام عمر در عتبات ماندن بیشتر است!
خب انسان تمام عمر در عتبات باشد میدانید یعنی چه؟ یعنی فرض کنید که صبح برود نماز صبح را در حرم سیدالشهدا بخواند، نماز ظهر را در حرم حضرت اباالفضل بخواند، فرض کنید که شب جمعه بلند شود برود نجف، بعد هر وقت دلش بخواهد کاظمین برود، سامرّا برود. اصلاً این اماکن واقعاً نورانیت عجیبی دارد! در کاظمین، قبر موسی بن جعفر و امام جواد، واقعاً چه خبرها هست! در سامرّا، مقام حضرت هادی و امام حسن عسکری و حضرت حکیمهخاتون و حضرت نرجسخاتون (مادر امام زمان) و آن سرداب کذایی! خلاصه سامرا خیلی شهر نورانی و سبکی است. بعد به کربلا بیاید؛ آنجا دیگر چه خبرها هست! امام حسین با آن اوضاع و کبکبه و دبدبهاش و حضرت اباالفضل! نجف که دیگر امیرالمؤمنین اصلاً یک [حال خاصی دارد].
حالا آن کسی که در اینجا میماند، بالاخره یک بهره و منافعی را احساس میکند. ولی صحبت در این است که ایشان میگوید: «یک دست کشیدن بر سر این [بچه] از تمام عمر بالاتر است!» حالا دو دست کشیدن و سه دست کشیدن [چطور]؟! این معنایش چیست؟ معنایش این است که مسئلهای در اینجا هست [و] آن عبارت است از مسئلۀ نفْس؛ یعنی نفْسِ یک بچۀ یتیم در تحت تربیت و لطف واقع شود، پیش خدا ارزشش بیشتر است یا [تشرّف به] کربلا و نجف و زیارات؟ آن مسئله در نزد انسان خیلی بااهمیت است؛ ولی پیش خدا خیلی اهمیت ندارد! این مسئله [یتیمنوازی] پیش انسان خیلی اهمیت ندارد؛ ولی پیش خدا خیلی اهمیت دارد. اینجاست که میگوییم: «حسابها در آنطرف با اینطرف تفاوت دارد.» یعنی ارزش و اعتبارِ مسائل در آنطرف به یک نحو است، در اینجا به یک نحو دیگر است.
