
اهمیت احترام ذویالحقوق
و تکوینی بودن آثار مودت ذویالقربی و فرزندان اولیاء
اهمیت احترام ذویالحقوق
3اینها اعتباریات است، اما دستگاه خدا اصلاً اعتبار برنمیدارد که خدا براساس دلخواه خودش [مثلاً] بگوید: «من دلم میخواهد شما [این کار را] اینطور انجام دهید.» فردا بگوید: «میلم عوض شد، دلم میخواهد یک طور دیگر باشد!» پسفردا بگوید: «من این قانون را دوست ندارم؛ اینطور انجام دهید!» نه! [اینطور نیست.] دستگاه خدا دستگاه تکوین و نفسالامر است؛ آنجا حسابها حسابِ واقعیت است؛ آنجا کلک نیست، نفاق نیست، خوش آمدن و بد آمدن نیست. [آنچه] به ما گفتهاند اینطور است؛ قاعدتاً باید همینطور باشد دیگر! بزرگان که به ما فرمودهاند، اینطور فرمودهاند. اینهایی که رفتهاند و این معانی را مشاهده و وجدان کردهاند، اینطور میگفتند. آنجا حساب، حساب واقعیت است، گرچه در اینجا مسئله خیلی پیشپاافتاده باشد، اما در آنجا ممکن است خیلی مهم باشد.
متفاوت بودن معیارهای اهمیت الهی و بشری
احمد آقای انصاری حفظهالله پسر مرحوم آقای انصاری [همدانی] بعد از مرحوم آقای انصاری متکفل اولاد ایشان بود؛ واقعاً هم خیلی زحمت کشید و اینها را بزرگ کرد. گرچه مسیرشان در غیر مسیر پدر واقع شد و همه به راهی غیر از راه پدر رفتند: یکی سر از شرکت نفت درآورد، یکی به انگلیس رفت و هنوز هم تا حالا در انگلیس است. خلاصه اینهایش را دیگر ما نمیدانیم، ولی در هر صورت کسی راه پدر را نرفت. خلاصه [احمد آقا] اینها را بزرگ کرد و زحمت میکشید.
ایشان یک سال به کربلا میرود و در آنجا مدتی اقامت میکند، در سامرا، کاظمین، نجف... . حالوهوای عتبات او را میگیرد؛ بهنحوی که تصمیم میگیرد زندگیاش را به عتبات بیاورد و دیگر آنجا بماند و در آنجا زندگی کند و کارش را آنجا [قرار دهد]. مدتی بر این منوال بود. یک شب مرحوم آقای انصاری را در خواب میبیند. ایشان به من میگفت:
من هر وقت مشکلی پیدا کنم، دو رکعت نماز میخوانم، بعد اگر در قنوتش دعایی را بخوانم که ایشان [آیتالله انصاری همدانی] به ما گفتند، ایشان در خواب میآید و مشکل را حل میکند. من تابهحال موارد عدیدهای امتحان کردهام و هنوز هم مستمر است.
