اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت و ظهور توحید

شرح و تفسیر آیه وإذ قال إبراهيم رب اجعل هذا البلد آمنا واجنبني وبني أن نعبد الأصنام

0
جلسات
نسخه عربی

حقیقت و ظهور توحید

3
  • تنافی پرستش بت با اصول عقلانی

  • آدم وقتی که از نظر عقلی بخواهد نگاه کند، واقعاً در عقلِ این افرادی که بت‌پرست‌اند شک می‌کند [که آیا] اصلاً عقل دارند یا ندارند؟! چطور اینکه حضرت ابراهیم در وقتی که بت‌ها را شکسته بود، به آنها خطاب می‌کند: ﴿قَالَ بَلۡ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمۡ هَٰذَا فَسۡ‍َٔلُوهُمۡ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ﴾1 «من نشکسته‌ام! این بتِ بزرگ، این بت‌ها و اصنام را شکسته است. مگر شما [او را] عبادت نمی‌کنید؟! از خودش بپرسید دیگر!» تبر را هم بر گردن این بت انداخت، که [یعنی] این شکسته است! آنها [هم] سرشان را پایین انداختند؛ ﴿فَرَجَعُوٓاْ إِلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ﴾2 شروع کردند به فکر کردن [که این حرف] یعنی چه؟! راست می‌گوید دیگر! اینکه که تو به‌عنوان یک موجود برتر و عالی‌تر داری [بر او] سجده می‌کنی، جان ندارد تبر را از دوشش بردارد! حالا بزند اینها را بشکند؟! صد سال هم همین‌طور بماند، تبر روی گردنش هست؛ بیچاره عرضه ندارد که یک تبر از دوشش بردارد! حالا قضیّه این‌طوری است. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَن يَخۡلُقُواْ ذُبَابٗا وَلَوِ ٱجۡتَمَعُواْ لَهُۥ وَإِن يَسۡلُبۡهُمُ ٱلذُّبَابُ شَيۡ‍ٔٗا لَّا يَسۡتَنقِذُوهُ مِنۡهُ ضَعُفَ ٱلطَّالِبُ وَٱلۡمَطۡلُوبُ﴾.3

  • حضرت ابراهیم با این عملش دارد آنها را مسخره می‌کند؛ می‌گوید: «اگر شما عقل داشته باشید، این کار را نمی‌کنید!» یعنی چه که حضرت ابراهیم از خدا بخواهد که ﴿وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ﴾؟! اصلاً چنین حرفی معنا ندارد!

  • بت بودنِ هر چیز موجب غفلت از معبود حقیقی

  • شاید در این آیه، دلالت ظریفی هست که منظور از اصنام، چیزهای دیگر باشد؛ چون بعدش دارد: ﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾. ضمیری که برای جمع مؤنث مجازی به‌کار برده می‌شود، معمولاً ضمیرِ «ها» است نه «هُنَّ»؛ «هُنَّ» برای ذوی‌العقول است. ﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ﴾ یعنی اینهایی که اصنام هستند، انگار عقل و جان دارند و إلاّ بت که جان و روح و نفْس ندارد.

  • پس در اینجا اشاره است به اینکه منظور از بت، بتِ چوبیِ تراشیده و حکّاکی‌شدۀ حَجَری یا شجری نیست؛ [بلکه] منظور آن صَوارِفی است که انسان به‌واسطۀ تعلق و توجه به آنها، از توجه به معبود و وجود حقیقی بازمی‌ماند؛ منظور این است. چون بت این‌طور است دیگر. چرا بت را بت و صَنَم می‌گویند؟! به‌جهت اینکه انسان به‌واسطۀ توجه به بت و صنم، از توجه به معبود حقیقی باز می‌ماند. کسی که بت‌پرست است که خداپرست نیست. یعنی باید وِجهۀ قلب خودش را فقط الله قرار بدهد، [لکن] وجهۀ قلبش بت و اصنام است. باید فقط بر الله سجده کند، [اما] سجده بر بت می‌کند. باید مؤثر و مسبِّب و علت و مُفیض را الله بداند، [ولی] مؤثر را بت می‌داند. بت که نمی‌شود مُقرِّب باشد. [مشرکین می‌گویند:] ﴿إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ﴾4 «اینها مُقرِّبِ ما به خدا هستند.» یعنی اینها به‌جای اینکه توجه به معبود حقیقی داشته باشند، توجه به اینها دارند. اینها باعث می‌شود که انسان توجه به معبود حقیقی نکند. این معنای بت‌ بودن است.

    1. . سورۀ انبياء (21) آيۀ 61.
    2. . سورۀ أنبیاء (21) آیۀ 64؛ افق وحی، ص 585:
      «پس به خود مراجعه كردند و در ضمير خود به خويش خطاب كردند و گفتند: شما از ستمكاران مى‌باشيد.»
    3. . سورۀ حج (22) آیۀ 73؛ نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 314:
      «آن كسانى را كه شما جز خدا پرستش مى‌كنيد، نمى‌توانند مگسى بيافرينند؛ گرچه همه آنها بر آفرينش آن مگس جمع شوند. و اگر آن مگس از آنان چيزى را بربايد، نمى‌توانند از آن مگس بگيرند. پس هم طالب كه پرستش‌كننده باشد ضعيف است، و هم مطلوب كه پرستيده شده باشد ضعيف است.»
    4. . سورۀ زمر(39) آیۀ 3؛ الله‌شناسى، ج ‌2، ص 224:
      «ما بت‌ها را نمى‌پرستيم مگر به‌سبب آنكه ما را به خدا نزديك كنند.»