
حقیقت و ظهور توحید
شرح و تفسیر آیه وإذ قال إبراهيم رب اجعل هذا البلد آمنا واجنبني وبني أن نعبد الأصنام
حقیقت و ظهور توحید
8آقا [علامۀ طهرانی] میگفتند: در مجلسی بودیم؛ خیلی از آخوندها و علمای تهران هم در آن مجلس بودند. صحبت در توحید شد. شخصی میگفت: «نه آقا! ما اختیار داریم؛ ما اراده داریم؛ ما قدرت داریم!» یکی از همین آخوندهای پیرمرد بود که خیلی متصلّب و خیلی شدید در کثرت بود! مثل اینکه هرچه تا حالا علم پیدا کرده بود و هرچه خورده بود، این را فقط چسبانده بود به همین عالَم مسبَّبات؛ انگار از سبب هیچ خبری نبود! [میگفت:] «نه آقا! اختیار داریم و اراده داریم، قدرت داریم. این حرفها چیست که همهچیز مربوط به خدا است؟! کفر است، افساد است، زندقه است!» خلاصه این عموی ما ـ اخوی آقا ـ مدام با او بحث میکرد: «نه [همهچیز] توحید است.» خلاصه دیگر بندهخدا ماند و بعد، آقا [علامۀ طهرانی] سررشتۀ کلام را بهدست گرفتند و با او بحث کردند و او دیگر ماند!
بعد یکدفعه عصبانی شد، گفت: «آقای طهرانی! این بچهای که دارد از شکم ننهاش درمیآید، این را هم خدا در آورده؟!» گفتند: «بله آقا! ﴿وَٱللَّهُ أَخۡرَجَكُم مِّنۢ بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ شَيۡٔٗا﴾1» این بیچاره مُفحَم شد! ﴿فَبُهِتَ﴾، همینطوری ماند! ﴿وَٱللَّهُ أَخۡرَجَكُم مِّنۢ بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ شَيۡٔٗا﴾. چه قدرتی هست که این بچه را بیرون میآورد؟! چه قدرتی هست که زن را آماده و مهیا میکند برای اینکه بچه بیاید؟! این قدرتها برای کیست؟!
اصلاً او همینطور مانده بود. بعد دیگر خودش در مقام عجز درآمد! بعد آقا به او فرمودند: «آقا! اینها احتیاج به مطالب دیگری دارد. اینها مسائل و مقدمات دیگری دارد. آخر این مطالب با فقه و اصول و این حرفها که درست نمیشود.» شما با شبهۀ نردبانیۀ آقاضیاء که نمیتوانید مسائل توحیدیه را [بفهمید]. هرچه انسان ذهنش را در هر مسئلهای به کار بیندازد، در همان جا رشد میکند و اینها نیاز به مقدمات علمیه و مقدمات عملیه دارد.
منشأ توحیدی داشتن خنده و گریه
- . سورۀ نحل (16) آیۀ 78؛ نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 71:
«و خداوند شما را از شكمهاى مادرهايتان بيرون آورد درحالىكه هيچ نمىدانستيد.»
- . سورۀ نحل (16) آیۀ 78؛ نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 71:
