اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت و ظهور توحید

شرح و تفسیر آیه وإذ قال إبراهيم رب اجعل هذا البلد آمنا واجنبني وبني أن نعبد الأصنام

0
جلسات
نسخه عربی

حقیقت و ظهور توحید

4
  • معنای بت بودن این است که انسان به مسائلی توجه کند که انسان را از توجه به توحید باز بدارد. انسان به شغلش توجه کند؛ شغل خودش را در مقابل عنایت پروردگار به‌حساب بیاورد: «من دارای ‌چنین شغلی هستم و این آثار از وجود من به‌واسطۀ این شغلم به‌وجود می‌آید و منبعث می‌شود!» این بت است که انسان به‌واسطۀ مقام و موقعیتش، از توجه به توحید باز بماند [و بگوید]: «موقعیت من! من هستم در این موقعیت که این آثار از من ظهور و بروز پیدا کرده است!» این «منی که الآن در این موقعیت هستم» باز بدارد انسان را از توجه به توحید. چه شخصی و چه ذاتی تو را در این موقعیت قرار داده است؟!

  • نقش انحصاری تقدیر الهی در تعیین موقعیت افراد

  • این‌طورکه در تواریخ و قصص نقل می‌کنند،1 سابقاً رسم بر این بود که وقتی پادشاه و سلطانی از دنیا می‌رفت، صبح همۀ افراد مملکت و شهر را جمع می‌کردند؛ پرنده‌ای را پرواز می‌دادند که اسمش را گذاشته بودند: «همای سعادت». شکلش مثل کبوتر بود. 

  • علی ‌ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را***[که به ماسوی فکندی همه سایه هما را]
  • به همین معناست.

  • این هما می‌گشت و همین‌طور گردش و طیران می‌کرد، بعد می‌آمد روی سر یکی می‌نشست و او پادشاه می‌شد؛ حالا دیگر بسته به اینکه بخت و شانسِ که، چه حکمی کرده باشد. طرف گدای گدا بود، شب خوابیده بود یک تُنبان نداشت [اما] صبح که بلند می‌شد، رئیس مملکت بود!

  • این می‌شود «شانس و بخت»! حالا اسمش را «تقدیر» بگذاریم که بهتر باشد؛ الفاظ صحیح به‌کار ببریم. یعنی واقعاً کسی که هیچ‌گونه احتمالی در او نمی‌رفت که پادشاه شود، بلکه قطع به خلافش بود، یک‌دفعه می‌بینی که تقدیر آمد و یک‌مرتبه پادشاه می‌شود! و در همۀ مسائل و قضایا همین‌طور است.

  • در دعای افتتاح داریم: «و یَرفَعُ المُستَضعَفینَ و یَضَعُ المُستَکبِرینَ و یُهلِکُ مُلوکاً و یَستَخلِفُ آخَرینَ»؛2 شخصی را بالا می‌برد؛ شخصی را پایین می‌آورد. و یا در آیه داریم: ﴿قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِير﴾.3 در اینجا، حقیقت و واقعیتِ امر، چیز دیگری است. افرادی که به مسائل دنیوی توجه پیدا می‌کنند و وجود و موقعیت اینها، اینها را می‌گیرد، اصلاً توجهی به تقدیر ندارند که این مطالب و مسائلی که در اینجا پیدا می‌شود، یک سر به آن‌طرف دارد! اصلاً انگارنه‌انگار!

    1. . حالا ما به صحیح یا سقیم بودنش کار نداریم، ولی در هر صورت این هست.
    2. مصباح المتهجد، ج 2، ص 580.
    3. . سورۀ آل عمران (3) آیۀ 26؛ نور ملکوت قرآن، ج1، ص 229:
      «بگو (اى پيغمبر): ”بار پروردگارا! تو هستى كه فقط صاحب قدرت و پادشاهى هستى و فرمان و امر و صاحب اختيارى و تسلط بر نفوس و سيطره بر جميع عالم از آن توست! پادشاهى و قدرت را تو به هر كه خواهى مي‌دهى! و از هر كه بخواهى اين پادشاهى و قدرت را مي‌گيرى! و هر كس را كه بخواهى عزت مى‌بخشى! و هر كس را كه بخواهى ذليل مى‌نمایى. خير و بركت و رحمت هرچه هست، و هرجا كه هست، اختصاص به تو دارد؛ و حقّاً و حقيقةً تو بر هر چيز قدرت دارى!“»