اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت و ظهور توحید

شرح و تفسیر آیه وإذ قال إبراهيم رب اجعل هذا البلد آمنا واجنبني وبني أن نعبد الأصنام

0
جلسات
نسخه عربی

حقیقت و ظهور توحید

10
  • عدم فهم افراد نسبت به مطالب عمیق علامۀ طهرانی

  • حالا صحبت در این است:  این جلساتی که ایشان صحبت می‌کردند و در حول‌وحوش این معنای توحید بود، خب این حرف‌ها واقعاً از کجا می‌آمد؟! واقعاً خیلی جای تأسف است که در آن موقع اصلاً ضبطی نبود که این حرف‌ها ضبط شود یا شخصی بنویسد. چنین جلساتی بود؛ آن هم برای چه کسانی؟! به‌جای اینکه این مطالب برای فضلا و طلاب و شاگردان علمی و عملی ایشان [باشد] که اینها بیشتر از دیگران قابلیت دارند ـ نه اینکه دیگران نداشته باشند ـ [اما] برای افرادی [بود] که من خیال می‌کنم حتی اصلاً هیچ‌چیز هم نمی‌فهمیدند؛ یعنی فقط همین‌طور نگاه می‌کردند؛ و اصلاً بعضی فقط از نورانیّتِ آقا استفاده می‌کردند. و خلاصه این مسائل و این مطالب باید مخفی بماند؛ یعنی فقط یک برقی بیاید و زده شود و دیگر مثلاً [کمال استفاده] نباشد.

  • توصیۀ مرحوم انصاری به مراقبت در ارتباطات

  • ما یک چیزی می‌گوییم! خدا رحمت کند آقای همایونی (خطاط معروف) را! خیلی آدم خوبی بود؛ واقعاً بسیار آدم نازنینی بود. ایشان می‌گفت:

  • یک دفعه یک رفیق نابابی به تور ما خورده بود که ما را از راه به در کند. خیلی ظاهرالصلاح [بود]. او آمد و با ما مشغول شد تا ما را از آقای انصاری جدا کند. ما با او قرار گذاشتیم. مرحوم آقای انصاری در جلسه به ما اشاره‌ای کردند که انسان نباید با هر کسی رفت‌وآمد کند. اشاره‌ای کردند، منتها ما دوزاری‌مان نمی‌افتاد؛ یعنی متوجه نمی‌شدیم. (حالا ما تعبیر خودش را به کار نمی‌بریم! آخر چون اسمش همایونی بود؛ می‌گفت: «اعلیٰ‌حضرت همایونی هنوز خرفهم نشده بود!»)

  • یک روز با  هم قراری گذاشتیم و ما را به منزل خودش دعوت کرد. آن روز که قرار بود به منزلش برویم، یک‌مرتبه برای ما خبر آوردند: «بچه‌مان مریض شده، زود بیا و او را به دکتر ببر!» ما تا آمدیم او را به دکتر ببریم و بیاییم و دوا و درمان کنیم، وقت ظهر گذشت و نشد. دیگر رفتیم خیلی [اظهار] شرمندگی [کردیم]. گفت: «عیب ندارد. برای روز دیگر قرار بگذاریم.»