
حقیقت و ظهور توحید
شرح و تفسیر آیه وإذ قال إبراهيم رب اجعل هذا البلد آمنا واجنبني وبني أن نعبد الأصنام
مرحوم استاد آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به شرح و تفسیر آیه ﴿رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا ٱلۡبَلَدَ ءَامِنٗا وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ﴾ پرداخته و بیان میدارد معنای بت بودن، توجه انسان به مسائلی است که او را ازتوجه به توحید باز دارد؛ لذا منظور ازاصنام دردعای حضرت ابراهیم علیه السلام، بت های سنگی و چوبی نیست؛ بلکه صوارفی است که انسان به واسطه تعلق و توجه به آنها از معبود حقیقی باز میماند. لذا شغل، مقام و موقعیت و هر چیزی حتی علم ، اگر انسان را ازتوجه به توحید باز دارد، همگی بت هستند. استاد تأکید میکند یکی از تبعات توجه به مسایل دنیوی غفلت از تقدیر الهی و نادیدهگرفتن مشیت الهی در کارهایی که انجام میدهیم، میباشد؛ در حالیکه هیچ کاری بدون مشیت الهی ممکن نیست و حتی افراد کافر و بی دین هم واسطه های الهی هستند. اگر به این عالم و حوادث آن با دید توحیدی نگاه کنیم، حتی خنده و گریه انسان نیز به خداوند مستند میگردد. استاد ضمن اشاره به تفسیر سوره توحید توسط علامه طهرانی که به دستور مرحوم آقای حداد صورت گرفت میفرماید: ایشان تفسیر راشروع کردند و تنها ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾ یازده جلسه شده است. (تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)
حقیقت و ظهور توحید
توضیحات:
مرحوم استاد آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به شرح و تفسیر آیه ﴿رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا ٱلۡبَلَدَ ءَامِنٗا وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ﴾ پرداخته و بیان میدارد معنای بت بودن، توجه انسان به مسائلی است که او را ازتوجه به توحید باز دارد؛ لذا منظور ازاصنام دردعای حضرت ابراهیم علیه السلام، بت های سنگی و چوبی نیست؛ بلکه صوارفی است که انسان به واسطه تعلق و توجه به آنها از معبود حقیقی باز میماند. لذا شغل، مقام و موقعیت و هر چیزی حتی علم ، اگر انسان را ازتوجه به توحید باز دارد، همگی بت هستند. استاد تأکید میکند یکی از تبعات توجه به مسایل دنیوی غفلت از تقدیر الهی و نادیدهگرفتن مشیت الهی در کارهایی که انجام میدهیم، میباشد؛ در حالیکه هیچ کاری بدون مشیت الهی ممکن نیست و حتی افراد کافر و بی دین هم واسطه های الهی هستند. اگر به این عالم و حوادث آن با دید توحیدی نگاه کنیم، حتی خنده و گریه انسان نیز به خداوند مستند میگردد. استاد ضمن اشاره به تفسیر سوره توحید توسط علامه طهرانی که به دستور مرحوم آقای حداد صورت گرفت میفرماید: ایشان تفسیر راشروع کردند و تنها ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾ یازده جلسه شده است. (تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)
حقیقت و ظهور توحید
4معنای بت بودن این است که انسان به مسائلی توجه کند که انسان را از توجه به توحید باز بدارد. انسان به شغلش توجه کند؛ شغل خودش را در مقابل عنایت پروردگار بهحساب بیاورد: «من دارای چنین شغلی هستم و این آثار از وجود من بهواسطۀ این شغلم بهوجود میآید و منبعث میشود!» این بت است که انسان بهواسطۀ مقام و موقعیتش، از توجه به توحید باز بماند [و بگوید]: «موقعیت من! من هستم در این موقعیت که این آثار از من ظهور و بروز پیدا کرده است!» این «منی که الآن در این موقعیت هستم» باز بدارد انسان را از توجه به توحید. چه شخصی و چه ذاتی تو را در این موقعیت قرار داده است؟!
نقش انحصاری تقدیر الهی در تعیین موقعیت افراد
اینطورکه در تواریخ و قصص نقل میکنند،1 سابقاً رسم بر این بود که وقتی پادشاه و سلطانی از دنیا میرفت، صبح همۀ افراد مملکت و شهر را جمع میکردند؛ پرندهای را پرواز میدادند که اسمش را گذاشته بودند: «همای سعادت». شکلش مثل کبوتر بود.
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را *** [که به ماسوی فکندی همه سایه هما را] به همین معناست.
این هما میگشت و همینطور گردش و طیران میکرد، بعد میآمد روی سر یکی مینشست و او پادشاه میشد؛ حالا دیگر بسته به اینکه بخت و شانسِ که، چه حکمی کرده باشد. طرف گدای گدا بود، شب خوابیده بود یک تُنبان نداشت [اما] صبح که بلند میشد، رئیس مملکت بود!
این میشود «شانس و بخت»! حالا اسمش را «تقدیر» بگذاریم که بهتر باشد؛ الفاظ صحیح بهکار ببریم. یعنی واقعاً کسی که هیچگونه احتمالی در او نمیرفت که پادشاه شود، بلکه قطع به خلافش بود، یکدفعه میبینی که تقدیر آمد و یکمرتبه پادشاه میشود! و در همۀ مسائل و قضایا همینطور است.
در دعای افتتاح داریم: «و یَرفَعُ المُستَضعَفینَ و یَضَعُ المُستَکبِرینَ و یُهلِکُ مُلوکاً و یَستَخلِفُ آخَرینَ»؛2 شخصی را بالا میبرد؛ شخصی را پایین میآورد. و یا در آیه داریم: ﴿قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِير﴾.3 در اینجا، حقیقت و واقعیتِ امر، چیز دیگری است. افرادی که به مسائل دنیوی توجه پیدا میکنند و وجود و موقعیت اینها، اینها را میگیرد، اصلاً توجهی به تقدیر ندارند که این مطالب و مسائلی که در اینجا پیدا میشود، یک سر به آنطرف دارد! اصلاً انگارنهانگار!
- . حالا ما به صحیح یا سقیم بودنش کار نداریم، ولی در هر صورت این هست.
- . مصباح المتهجد، ج 2، ص 580.
- . سورۀ آل عمران (3) آیۀ 26؛ نور ملکوت قرآن، ج1، ص 229:
«بگو (اى پيغمبر): ”بار پروردگارا! تو هستى كه فقط صاحب قدرت و پادشاهى هستى و فرمان و امر و صاحب اختيارى و تسلط بر نفوس و سيطره بر جميع عالم از آن توست! پادشاهى و قدرت را تو به هر كه خواهى ميدهى! و از هر كه بخواهى اين پادشاهى و قدرت را ميگيرى! و هر كس را كه بخواهى عزت مىبخشى! و هر كس را كه بخواهى ذليل مىنمایى. خير و بركت و رحمت هرچه هست، و هرجا كه هست، اختصاص به تو دارد؛ و حقّاً و حقيقةً تو بر هر چيز قدرت دارى!“»
