اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سیروسلوک، راه ذلت و تواضع

0
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه کلام را با این نکته مهم آغاز می‌کند که کلام حق بر عالم به حق همیشه طراوت و تازگی دارد. بر همین اساس استاد مرحوم به بیان چند نکته پراهمیت سلوکی می‌پردازد. نکته اول آن است که راه خدا و سلوک الی الله، راه ذلت و تواضع است. در توضیح این مطلب، استاد از یک سو به اهمیت تواضع در قبال دیگران خصوصا پدر و مادر، ضرورت اعراض سالک از ریاست‌طلبی، در ضمن بیان حکایتی از علامه طهرانی در خصوص اعراض از شهرت و مرجعیت و فراری بودن اولیاء از پست و مقام اشاره می‌کند و از سوی دیگر به پیامدهای سوء خودبینی مانند استدراج و گرفتن فهم از انسان و ... می‌پردازد. در نکته دیگر تبیین شده است که کناره گیری از مردم و عبوس بودن نشانه سلوک نیست. مرحوم استاد در ادامه به نکات دیگری هم اشاره می‌کند از جمله: نارضایتی از فعالیت‌های مؤسسه علامه طهرانی و لزوم زیرکی سالک و مطرح نکردن مسائل تفرقه انگیر و لزوم توجه فقیه به مصالح اجتماعی در فتوا.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)

سیروسلوک، راه ذلت و تواضع

3
  • این برای این است که چون آن مسئله حق است، و حق همیشه تازه است و هیچ‌وقت کهنه و عادت نمی‌شود. هو المِسک...؛1 مثل مُشک می‌ماند که هرچه انسان بیشتر بو کند، باز بو و طراوتش درمی‌آید.

  • لذا امشب شما مسئله‌ای، مطلبی بگویید ما گوش بدهیم!

  • حالا با اجازه‌تان [بنده مطالبی بگویم]. [چون] رضایت نمی‌دهید، دیگر چاره‌ای نیست. ما خودمان از باطن رفقا مدد می‌گیریم و الاّ ما که هستیم؟!

  • دوسه نکته به نظر می‌رسید که عرض کنم:

  • بیان چند نکته

  • اول: راه خدا و سلوک، راه ذلت و تواضع

  • نکتۀ اول اینکه راه خدا و سلوک، راه ذلت و تواضع است، نه راه تَصادُم و تضارب و مقابله و ابراز و اظهار وجود. اینها اصلاً به‌طور کلی از راه خدا و از مسیر خدا کنار است و هیچ ارتباطی ندارد. هرچه انسان حرکتش و سیرش در راه خدا بیشتر و زیادتر می‌شود، باید تواضعش به افراد و بندگان خدا بیشتر باشد و الاّ اگر قرار باشد که خود را بالا و اعلی ببیند، مافوق بقیه احساس کند، خب در مسیر خدا حرکت نمی‌کند [بلکه] در مسیر نفْس و تقویت نفْس حرکت می‌کند، نه در مسیر اضمحلال و افناء و از بین بردن نفس. این مسیر اصلاً به‌طور کلی دو تاست.

  • اگر انسان می‌بیند که خداوند به او عنایت و لطف کرده که دست او را گرفته و متصل به ولایت کرده است، باید موجب شکر شود، نه ‌اینکه موجب بزرگ دیدن و تعظیم نفْس باشد [و انسان با خود بگوید]: «ما الآن حسابمان از بقیه جداست! اینها که هستند؟! اینها کسی نیستند؛ الآن ما در یک مسیر دیگر قرار گرفته‌ایم! این مردم همه جاهل‌اند! الآن حساب ما دیگر تمام شده!» این حرف‌ها نیست!

  • اهمیت تواضع در قبال دیگران مخصوصاً پدر و مادر

  • مسیر سلوک یعنی انسان نفس خود را کنار بگذارد. این مسیر، مسیر سلوک است! در مقابل دیگران متواضع باشد. این راهِ سلوک است! نسبت به اقربا و خصوصاً نسبت به پدر و مادر نهایت احترام و نهایت ذلت و عبودیت و تواضع را باید داشته باشد. انسان هیچ‌وقت نباید بگوید اینها افراد عامی هستند! افراد عامی یعنی چه؟! مگر اینها از عبودیت پروردگار بیرون آمده‌اند؟! مگر دیگر خدا ربّ اینها نیست؟! حال که خدا به ما توفیقی داده که یک «یا الله» می‌گوییم، یک «یا ربِّ» می‌گوییم و إن‌شاءالله دست ولایت بالای سر ماست، باید ذلت و مسکنت و اظهار پوچی و نیستی خودمان را بیشتر احساس کنیم و اصلاً نباید دربارۀ دیگران برای ما این مطرح باشد که ما الآن در چنین موقعیتی قرار گرفته‌ایم. برای خدا یک ثانیه است! یک ثانیه! به یک لحظه آن کسی را که شما او را یک فرد غیرسالکِ جاهلِ منحرفِ عن‌الطّریق و عامی می‌دانید، برمی‌گرداند و متحول می‌کند و از مقربان درگاه خودش می‌کند و به یک ثانیه شما را برمی‌گرداند و جای او می‌گذارد! متحول می‌کند! برای خدا هیچ کاری ندارد، ابداً! اگر بخواهیم به خود بگیریم، برای خدا هیچ کاری ندارد.

    1. جامع الشواهد، ج 1، ص 128:
      أَعِد ذِكرَ نَعمَانٍ لَنَا إنَّ ذِكرَهُ***هو المِسكُ ما كَرَّرتَهُ يَتَضَوَّعُ
      «ياد نعمان را براى ما اعاده کن که واقعاً يادِ او همان مُشك است که هر زمان آن را بگشایی، رایحه‌اش منتشر مي‌شود.» (محقق)