اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سیروسلوک، راه ذلت و تواضع

0
جلسات
نسخه عربی

سیروسلوک، راه ذلت و تواضع

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بالله مِن الشَّیطان الرَّجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  • و صلّی الله علی سیّدِنا و نبیِّنا أبی القاسمِ محمد

  • و علی آلِه الطّیّبینَ الطّاهرینَ و اللعنةُ علی أعدائِهم أجمعین

  •  

  •  

  • طراوت همیشگی کلام حق

  • [مرحوم علامۀ طهرانی می‌فرمودند:] «دلم می‌خواهد یکی صحبت کند من گوش بدهم! منتها کسی به حرف ما گوش نمی‌دهد.» ما می‌گفتیم: «آقا شکسته‌نفسی می‌کنید!» خب ایشان مسلّماً خلاف نمی‌فرمودند. ولی من به خودم نگاه می‌کنم می‌بینم واقعاً شخص مطرح نیست، صحبت مطرح است. اگر صحبت، صحبت حق و از روی صفا باشد، واقعاً انسان بهره‌مند می‌شود. واقعاً عجیب است!

  • در خبری داریم که پیغمبر اکرم به ابن‌مسعود می‌فرمودند او قرآن بخواند و پیغمبر همین‌طور می‌شنیدند و گریه می‌کردند. ابن‌مسعود قشنگ قرآن می‌خواند و صوت حزینی داشت. این انسان را به فکر می‌اندازد که پیغمبری که این قرآن از نفْسِ او نازل شده، چطور خودش تحت تأثیر قرار می‌گیرد؟!

  • ابن‌مسعود آدمی که خیلی در ایمان عمیق باشد نبود. امیرالمؤمنین راجع به ابن‌مسعود می‌فرماید: «قَرَأ القرآنَ و وَقَف عِندَه؛ [قرآن خواند و] در همان ظاهر قرآن ماند، دیگر به باطن نفوذ نکرد.» [این مطلب در آن روایتی است که] از حضرت دربارۀ سلمان و ابوذر و عمّار و... سؤال می‌کنند؛ از ابن‌مسعود که سؤال می‌کنند، حضرت می‌فرماید: «قَرَأ القرآنَ و وَقَف عِندَه؛ قرآن می‌خواند و همان‌جا توقف می‌کرد. (نفوذ و گسترش و اینها نداشته؛ در آن رسوخ نمی‌کرد، نفوذ نمی‌کرد، وارد نمی‌شد.)»1 آن‌وقت پیغمبر ابن‌مسعود را صدا می‌کردند و می‌گفتند که برایشان [قرآن] بخواند؛ همین‌طور گریه می‌کردند!

  • این خیلی عجیب است که با  اینکه این حقایق هست، ولی همین‌ که انسان در مقام تفصیل بشنود، می‌بیند باز برایش تازگی دارد. این تازگی موجب می‌شود که انسان متحول شود. شما یک مطالبی را می‌دانید، صد مرتبه هم می‌دانید، اصلاً حفظِ حفظید؛ اما وقتی که این مطالب را یکی برای شما می‌خوانَد، این خواندن یک طراوت و تازگی دارد که منقلب می‌کند و تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

    1. روض الجنان و روح الجنان، ج 10، ص 250.