اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سیروسلوک، راه ذلت و تواضع

0
جلسات
نسخه عربی

سیروسلوک، راه ذلت و تواضع

12
  • انسان به بقیّه چه‌کار دارد که چه می‌کنند؟ شاید بقیّه نمی‌خواهند حرکت کنند؛ ما باید چوب آنها را بخوریم؟! یک عده اسماً سالک‌اند، نمی‌خواهند راه بروند، ما خودمان را معطل آنها کنیم؟! چه‌کار داریم به ‌‌آنها؟! ما کار خودمان را انجام بدهیم. ما بیاییم حرکت کنیم. این یک مطلب.

  • دوم: راه سلوک نبودنِ کناره‌گیری از مردم و عبوس بودن

  • یک مطلب دیگر اینکه: راه سلوک، راه جدا شدن و کناره‌گیری از مردم و در خود رفتن و اعتنا نکردن نیست. راهِ سلوک راهِ بودن است؛ راحت رفتن، آمدن، صحبت کردن، خندیدن، شوخی کردن؛ منتها هر چیزی به‌جای خود. امیرالمؤمنین علیه السّلام شوخی می‌کرد، می‌خندید، با افراد مزاح می‌کرد.

  • دیده‌اید بعضی‌‌ این‌طور راه می‌روند، آن‌چنان که می‌خواهند عبایشان به چیزی نخورد؟! یواش سلام می‌کنند! [انگار با خود دربارۀ مردم می‌گویند:] «اینها که هستند؟! اصلاً یک مشت آشغال...!»

  • آقا همیشه سرحال و خیلی قبراق و قشنگ راه می‌رفتند؛ چهارشانه هم که بودند. حالا شما پیری آقا را دیده‌اید، جوانی‌شان را که ندیده‌اید. نه این‌جوری می‌کردند، نه آن‌جوری، نه نعلینشان سه متر از خودشان جلوتر می‌رفت!

  • ما خیال می‌کنیم آنهایی که اهل سلوک و راه هستند حتماً باید بزنند در سرشان، کله‌شان پایین باشد، یک عصا هم دستشان بگیرند از گوشه خیابان بروند؛ نگاه کنند و ببینید پایشان را جلوی مورچه نگذارند! نه! مگر ائمه این‌طور بودند؟! مگر اولیاء [این‌طور بودند]؟! راحت بودند! با مردم حرکت می‌کردند، می‌رفتند، می‌آمدند؛ خیلی عادی بودند.

  • انسان باطنش باید مشغول باشد: المؤمنُ بُشرُه فی وجهِه و حُزنُه فی قلبِه.1 آدم عبوسی که اخم‌هایش را [درهم] کرده و انگار کشتی‌اش غرق شده، به درد نمی‌خورد! شوخی و مزاح، یکی از چیزهایی است که انسان را به نشاط می‌آورد، سرِ کیف می‌آورد. ولی چیزی که هست اینکه در خود زمان سابق، آنچه ما از آقا سراغ داریم این است که حرف زشت نمی‌زدند. حرف زشت و بد زدن یا شوخی‌های نامناسب [کردن] که حالا خدایی نکرده به گوش کسی هم بخواهد برسد، اصلاً نبوده است.

    1. نهج ‌البلاغه (صبحی صالح)، ص 533.