سیروسلوک، راه ذلت و تواضع
10وظیفۀ سالک، عمل به مقتضای تکلیف
بنابراین نباید در ما این حالت [باشد] که [با خود بگوییم:] «او چهکار میکند و دیگری چهکار میکند! ما که هستیم و چه هستیم!» همۀ رفقا نسبت به هم علیالسّواء هستند؛ هیچ تفاوتی نمیکند!
یکوقت مسئلۀ تکلیف است، آن یک بحث دیگر است؛ انسان باید به مقتضای تکلیف عمل کند. به انسان میگویند: «شما با این آقا نباید صحبت کنی!» [انسان هم میگوید:] «بسیار خب صحبت نمیکنیم.». چطور اینکه خود آقا هم به بعضی از رفقا میفرمودند: «شما فقط با فلان آقا و فلان آقا صحبت کنید!» ولی به بعضی دیگر نه، [نمیفرمودند]. [یا:] «شما با فلان آقا، آن کار را بکنید؛ با دیگران نه.» [یا:] «شما در معاملاتتان، شرکتتان با فلانکس باشید، با دیگری نباشید». [یا:] «شما در فلان جلسه باشید، بودن در آن جلسه برای شما مفید است.»
ما خیال میکنیم جلسهای برای ما خوب است که حالمان [خوش] شود. اینها همهاش نفس است! وقتی که میگویند «شما در فلان جلسه باید باشی»، یعنی برای شما یک مسائل مخفی وجود دارد که باید در اینجا قرار بگیرید تا برای شما حل شود. نفْس میخواهد خودش را آزاد کند، نفْس میخواهد راحت باشد.
من ایندفعه که مشهد خدمت اخوی بودم، ایشان میفرمودند: «بعضی از ما تقاضایی کردهاند که جلسات قم دو تا باشد و من صلاح ندیدم.» من به ایشان عرض کردم: «خب آقا حالا دوتایش کنید؛ هرکسی دلش میخواهد [هرکدام را برود].» بعد گفتم: «حالا اینطور برایشان خوب نیست. دو تا شدن [به صلاح نیست].» ایشان گفتند: «بله، اینکه نمیشود حالا هرکه هر چیزی گفت ما قبول کنیم.»
اگر انسان میخواهد آزاد باشد و جلسهای برایش خوب باشد که نفسش آزاد و راحت باشد، پس بنابراین او دنبال کیف خودش دارد میگردد! او میبیند چون اینجا نشسته و شخص دیگری هم در اینجا هست و [میان آنها] تعارضی هست، این جلسه برایش فایده ندارد! خب چهکار داری؟! آدم میآید و مینشیند [و استفاده میبرد]. اتفاقاً انسان در چنین موقعیتی منظوری که من عرض کردم خدمتتان، برایش حاصل میشود؛ یعنی در موقعیتی باشد که اصلاً خودش را نبیند، اصلاً احساسی نداشته باشد، اصلاً احساس نکند که حالا این از او بالاتر است، این نسبت به او چه نظری دارد، این شخص نسبت به او مسئله دارد یا ندارد. و اگر انسان بخواهد آن کار را انجام بدهد [و در جلسهای که مطابق میل نفسانیاش نیست شرکت نکند] ـ حالا ایشان هم آن افراد را که، چه کسی و چه کسی و چه کسی [بودند] فرموده بودند ـ اگر صد سال در این جلسه بمانند قدم از قدم بر نمیدارند! چون در تمام این مدت در مسیر راحتیِ نفْس حرکت کردهاند، نه در مسیر کوبیدن نفس! نه در مسیر ذلت! نه در مسیر تواضع!

