
تنهایی انسان در هنگام مرگ و لقای پروردگار
تنهایی در لحظه مرگ، قطع تعلقات و تجربه حضور خدا در آن لحظه
مرگ برای سالک، تنها یک حادثه جسمی نیست، بلکه مرحلهای از مکاشفه است که در آن حقیقت تنهایی و بیپناهی آشکار میشود. در این سخنرانی تأثیرگذار، حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با بیان تجربهای شخصی از کنار رفتن مادرشان، به عمق معنوی مرگ، جدایی از وابستگیها، و شهود حقیقت وجود خداوند میپردازند. این بیان نه صرفاً تبیینی معرفتی، بلکه روایتی صادقانه از درک شهودیِ توحید در لحظه مرگ است؛ جایی که انسان درمییابد: هیچ چیز نمیماند، جز خدا. آیا آمادهایم چنین لحظهای را تجربه کنیم؟
تنهایی انسان در هنگام مرگ و لقای پروردگار
توضیحات:
مرگ برای سالک، تنها یک حادثه جسمی نیست، بلکه مرحلهای از مکاشفه است که در آن حقیقت تنهایی و بیپناهی آشکار میشود. در این سخنرانی تأثیرگذار، حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با بیان تجربهای شخصی از کنار رفتن مادرشان، به عمق معنوی مرگ، جدایی از وابستگیها، و شهود حقیقت وجود خداوند میپردازند. این بیان نه صرفاً تبیینی معرفتی، بلکه روایتی صادقانه از درک شهودیِ توحید در لحظه مرگ است؛ جایی که انسان درمییابد: هیچ چیز نمیماند، جز خدا. آیا آمادهایم چنین لحظهای را تجربه کنیم؟
تنهایی انسان در هنگام مرگ و لقای پروردگار
5خدمت به والدین بهترین نعمت خداوند
گرچه در خدمت پدر و مادر بودن، بالاترین چیز است [و] ما در این دنیا بالاتر از این نداریم، ولی در عینحال باز در ظرف خودش هست؛ ابدیّت ندارد. خب در ظرف خودش، باید [هم] باشد و هرچه انسان [خدمت] بکند، کم کرده است.
همانطور که ما بندۀ خداییم، او هم بندۀ خداست؛ او هم یک حسابی دارد، او هم یک تاریخی دارد، او هم یک پروندهای دارد [که] ارتباط به خودش دارد. ما که نمیتوانیم در پروندۀ آنها تصرف کنیم. ولی همان رفتن، باز انسان احساس میکند که در حالوهوا و فکر و فهم [آدم] بیتأثیر نبوده [است].
علیکلحال «هر چه آن خسرو کند، شیرین کند»1 دیگر انسان باید راضی باشد به رضای خدا و هرچه که او برای انسان تدبیر [و] تقدیر میکند.
خب همه چیز محتمل است؛ یکزمان انسان برای خودش زندگی میکند؛ زمانی [هم] میرسد [که] انسان برای دیگران زندگی میکند.
- دیوان کبیر شمس، ص 334:
هر چه آن خسرو کند شیرین کند *** چون درخت تین که جمله تین کند
- دیوان کبیر شمس، ص 334:
