مقاله پیش رو که حاصل یکی از جلسات مصاحبه با حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی میباشد در برگیرنده مطالبی مهم و کلیدی پیرامون عرفان و مبانی عرفانی میباشد. مرحوم استاد بعد از شنیدن سؤالی پیرامون وجه تمایز طریقههای مختلف عرفانی، به بیان مقدماتی برای پاسخگویی به این پرسش پرداخته است. استاد حسینی طهرانی در ابتدای کلام به این مسئله اشاره دارند که هر فردی، صلاحیت تبیین مبانی عرفانی را دارا نمیباشد و این مهم صرفاً از عهده کسانی برمیآید که این راه را عملاً پیموده باشند. ایشان در ادامه کیفیت فنای اولیای اولهی در ذات پروردگار را تبیین میکنند و کنار گذاشتن فلسفه و حکمت را مساوی با بستن باب فهم معارف دین میدانند. توضیحاتی دقیق و روشنگرانه پیرامون دلایل ایجاد انحرافات بعد از اولیای الهی و بیان نمونههای از کلمات درربار اولیای الهی بخش دیگری از این گفتار را شامل میشود. در پایان با اشاره به تفاوت افق معرفتی اولیای الهی با سایر علما مطالبی را پیرامون کیفیت شناخت حق از باطل بیان فرموده و ادامه این مباحث را به جلسات بعدی احاله میکنند.
عرفان چیست و عارف کیست؟
توضیحات:
مقاله پیش رو که حاصل یکی از جلسات مصاحبه با حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی میباشد در برگیرنده مطالبی مهم و کلیدی پیرامون عرفان و مبانی عرفانی میباشد. مرحوم استاد بعد از شنیدن سؤالی پیرامون وجه تمایز طریقههای مختلف عرفانی، به بیان مقدماتی برای پاسخگویی به این پرسش پرداخته است. استاد حسینی طهرانی در ابتدای کلام به این مسئله اشاره دارند که هر فردی، صلاحیت تبیین مبانی عرفانی را دارا نمیباشد و این مهم صرفاً از عهده کسانی برمیآید که این راه را عملاً پیموده باشند. ایشان در ادامه کیفیت فنای اولیای اولهی در ذات پروردگار را تبیین میکنند و کنار گذاشتن فلسفه و حکمت را مساوی با بستن باب فهم معارف دین میدانند. توضیحاتی دقیق و روشنگرانه پیرامون دلایل ایجاد انحرافات بعد از اولیای الهی و بیان نمونههای از کلمات درربار اولیای الهی بخش دیگری از این گفتار را شامل میشود. در پایان با اشاره به تفاوت افق معرفتی اولیای الهی با سایر علما مطالبی را پیرامون کیفیت شناخت حق از باطل بیان فرموده و ادامه این مباحث را به جلسات بعدی احاله میکنند.
عرفان چیست و عارف کیست؟
18حکایتی از نماز طواف یکی از معاریف
من یک وقتی خداوند توفیق داده بود در مسجدالحرام بودم، نگاه میکردم. پشت مقام نماز طواف میخواندم. یکی از افرادی که فوت کرده ولی خودش خیلی فرد معروفی است و خیلی فرد معروفی بوده و چه بوده و چه بوده ـ حالا دیگر بیش از این توضیح ندهیم ـ دیدم اتفاقاً او هم ایستاده و نماز طواف میخواند. من نگاه کردم او همه چیز در ذهنش هست غیر از خدا؛ یعنی چنان رفته در ضاد ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ و عین ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ و نمیدانم طای مؤلّف ﴿صراط الذين﴾ [که] چشمهایش را اینجوری میکرد و دهانش را [کج میکرد.] من یک مقداری [تعجب کردم!] ما هم که نمازمان را زود [خواندیم]. بخوانیم و نخوانیم که فرقی نمیکند! گفتیم خدایا ما که [بخوانیم و نخوانیم] تفاوتی نمیکند! زود بخوانیم کلکش را بکنیم راحت بشویم! خلاصه ما زود نماز را خواندیم و نشستیم و یک خرده نگاه کردم ـ اتفاقاً چند سال پیش هم بود ـ با دقت او را نگاه میکردم! و اتفاقاً خلوت بود ـ نه اینکه شلوغ بود و جایی گرفته باشم، نه ـ خیلی شلوغ هم نبود و رفتم نگاه کردم گفتم: «خدایا واقعاً چقدر تو به ما لطف کردی، واقعاً چقدر تو به ما رحمت آوردی، واقعاً چقدر تو ما را مورد نعمت خودت قرار دادی که گوشهای از مسائل را به ما شنواندی، ما گوشهای از مطالب را شنیدیم و درک کردیم.» باور بفرمایید لذت و حلاوت و شیرینی نماز طوافی که برای همه مردم جهنم است، [برای من از هر نمازی بیشتر است.] هر کسی را نگاه میکنی «نماز طوافم چه میشود؟!» مگر نمیگویند؟! خب هست [دیگر!] خود بنده [حج] بودهام! نماز طوافی که برای مردم وارد شدن در مهلکه و خروج از مهلکه است. حالا [اگر] نماز طواف نساء باشد که دیگر بهتر! آن دیگر بالأخره پای زن در کار است. آن را نمیشود کاری کرد. حالا نماز طواف را شاید بشود [کاری کرد] ولی اینجا که طواف نساء باشد آن را دیگر چهکار کنیم و چه خاکی به سرمان کنیم؟! باور کنید من تا به حال به عمرم نماز به حلاوت نماز طواف نخواندهام، به عمرم نخواندهام. عین همان نمازی که نماز صبح میخوانم الله اکبر ﴿بِسۡمِ ٱللَهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ * ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ شروع کردم سورۀ ﴿وَٱلۡفَجۡرِ * وَلَيَالٍ عَشۡرٖ * وَٱلشَّفۡعِ وَٱلۡوَتۡرِ * وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَسۡرِ﴾1 در یکی دیگرش سورۀ ﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ﴾ سورۀ دهر ﴿حِينٞ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ﴾ را خواندم. این نماز طواف ما بود، این هم نماز طوافی که چشمش اینطور میشود، دهانش اینطور میشود، نمیدانم با خودش ور میرود! آیا اینطور به ما تعلیم دادهاند؟!
- . سوره فجر (89) آیه 1 ـ 4.

