اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

و لزوم استقامت در مسیر حق

15٬701

در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء می‌باشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید می‌کند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح می‌دهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

توضیحات:

در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء می‌باشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید می‌کند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح می‌دهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

9
  • اینجاست که پای مسئولیّت جلو می‌آید، اینجاست که پای تکلیف جلو می‌آید، اینجاست که پای تعهّد و التزام جلو می‌آید. انسان هر کاری را نمی‌تواند بکند، هر قدمی را نمی‌تواند بردارد، هر سخنی را نمی‌تواند بگوید. مطلبی که عاقبتش معلوم نیست نمی‌تواند به دنبال آن برود. مگر ندیدید؟ مگر نفهمیدید؟ مگر ندیدیم چه شد؟ اینها همه برای چیست؟ برای این است که همین‌طوری مسائل را سرسری گرفتند، قضایا را سهل گرفتند، از تک‌تک کارهایی که انجام می‌دهید [حسابرسی می‌شود.]

  • مرحوم آقا می‌فرمودند، از قول یک نفر نقل می‌کردند که من فلان‌کس را دیدم که [از دنیا] رفته بود و در آنجا (قیامت) به مشکلاتی برخورد کرده بود. بعد به من گفت: «فلانی از خطورهایی که در زمان حیاتم به ذهنم خطور می‌کرد الآن دارند حسابرسی می‌کنند.» خطوری که هنوز به زبان هم نیاورده است. [حسابرسی می‌کنند] که چرا باید یک چنین قضیّه‌ای به ذهنت خطور بکند؟ 

  • [البته] نه حالا صرف خطور، [بلکه] یعنی ایستادن روی آن و فکر کردن و به دنبال آن حرکت کردن، وإلاّ صرف خطور که غیراختیاری است. البتّه انسان باید خود را از نظر مراقبه و تربیت به نحوی قرار بدهد که حتّی خطورِ اینها هم در ذهن نیاید. [آن فرد] گفت: «دارند [از خطورات من] حسابرسی می‌کنند.» حالا انسان بخواهد حرف هم بزند، قدم هم بردارد، اقدامی هم بکند!

  • تأکید بزرگان بر اجتناب از پرداختن به مسائل متفرقه

  • لذا بزرگان در آن زمان‌ها تأکیدی که به ما داشتند می‌فرمودند: «نگاه کنید و راه خودتان را بروید، به این طرف و به آن طرف توجّه نکنید. توجّه به این‌طرف و آن‌طرف ابطال عمر است و اسراف وقت است و امحاء فرصت‌هایی است که خدا برای انسان در نظر گرفته است.» آن نفسی که باید به مسائل دیگر بیندیشد، آن فکر و ذهنی که باید به قضایای دیگر فکر کند، باید به بدبختی‌های خودش فکر کند، باید به بیچارگی‌های خودش فکر کند، به آنچه را که باید به دنبال [آن] برود فکر کند، صرف این کرده که این چه‌کار کرد؟ آن چه‌کار کرد؟ آنجا چه شد؟ آنجا ترقه زدند و همین چیزها؛ چیزهای صد من یک غازی که نه ارزش فکر کردن دارد، نه ارزش مطالعه دارد، نه ارزش پیمودن دارد. بعداً هم وقتی که یک ماه، دو ماه، شش ماه از قضیّه می‌گذرد؛ چه شد؟ هیچ چیزی اتفاق نیفتاد! [آن وقت با خودش می‌گوید:] «عجب! چه وقتی را ما اینجا گذراندیم! چه عمری را ما در این حرف‌ها تلف کردیم!» دنیا هم دارد به روال خودش می‌رود، اصلاً به ما کاری ندارد. این وسط چه کسی باخت؟ ما باختیم. ما باختیم که گول همین حرف‌ها را خوردیم، گول همین روزنامه‌ها را خوردیم، گول همین چیزها را خوردیم. اگر از اول دنبال کار خودمان می‌رفتیم اقلاً دلمان نمی‌سوخت که ما آمدیم در این قضایا وقت گذاشتیم، در این مطالب فرصت داشتیم [و فرصتمان را هدر کردیم.]

/