
صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک
و لزوم استقامت در مسیر حق
در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء میباشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید میکند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح میدهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.
صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک
توضیحات:
در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء میباشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید میکند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح میدهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.
صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک
5تمام اینها را کنار گذاشتند. چرا؟! چون حق که دیگر فکر کردن ندارد، حق که دیگر ایستادن ندارد، حق که دیگر مقابله کردن ندارد. فردا چه میشود یعنی چه؟ نهایتش این است که شما را میکشند، خب بکشند! مگر ما در این دنیا زنده هستیم که بمانیم؟! ما در این دنیا زنده هستیم که به حق برسیم، حالا وقتی تو به حق رسیدی دیگر میخواهی منتظر چه باشی؟ ﴿فَمَاذَا بَعۡدَ ٱلۡحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَٰلُ﴾1 برای چه میخواهی [در این دنیا] باشی؟
تمام همّت ما این است که به مرام و مکتب سیّدالشّهدا برسیم. حالا شب عاشورا شد و شما در خیمۀ سیّدالشّهدا هستید، آیا باید به فکر این باشی فردا چه میشود؟! هرچه میخواهد بشود، هرچه میخواهد بشود. معلوم است فردا چه خواهد شد، معلوم است فردا سرگذشت به کجا خواهد کشید. یعنی تمام همّت انسان این است که به این نقطه برسد و وقتی به این نقطه رسید دیگر فکر کردن چه معنا دارد. این مسئله مسئلۀ حق است.
یعنی وقتی که انسان به مکتب اولیاء رسید، وقتی که انسان به مبانی اولیاء رسید، دیگر نباید به فکر این باشد آیا این مبانی پشتوانه دارد یا ندارد؟ افرادی به دنبال این، هستند یا نیستند؟ چند نفر الآن از این قضیّه حمایت میکنند؟ این حامی چه مقدار است، کم است، زیاد است، بسیار است؟ هیچکدام اینها معنا ندارد. چرا؟ برایاینکه انسان به مقصود رسید، البتّه دیگران هم به این مطلب برسند باعث خوشحالی انسان است، باعث ابتهاج انسان است که دیگران هم از این مسئله بهرهمند شوند؛ اما اینکه ما در این فکر باشیم و به این مسئله بیندیشیم و این را دغدغۀ خود قرار بدهیم که چه مقدار از افراد به دنبال هستند و چقدر نیستند، خود این ضلالت است، این خودش یعنی ضلالت. ﴿فَمَاذَا بَعۡدَ ٱلۡحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَٰلُ﴾2 تمام شد. به مطلب رسیدی دیگر تمام شد. دیگر دنبال چه کسی هستی؟ مگر اینکه انسان تکلیف داشته باشد که بخواهد برود مطلبی را اعلان کند [که] یک مطلب دیگر است؛ به او گفتند برو، نگفتند سر جایش بنشیند.
- . سوره یونس (10) آیه 32. امام شناسی، ج 2، ص 138:
«از حكم خدا كه حقّ است اگر تجاوز شود غير از باطل و ضلالت چيز ديگر نخواهد بود.» - . سوره یونس (10) آیه 32.
- . سوره یونس (10) آیه 32. امام شناسی، ج 2، ص 138:
