اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

و لزوم استقامت در مسیر حق

15٬701

در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء می‌باشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید می‌کند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح می‌دهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

توضیحات:

در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء می‌باشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید می‌کند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح می‌دهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

19
  • گرچه «بُعد منزل نبود در سفر روحانی»1 دلها مرتبط و ان شا الله نفوس متحد و با این نفوس و با این همّت که المرءُ یطیرُ بهمَّته، با این همّت‌ها همه بتوانیم در همان مسیر آنها بدون لغزش و انحراف حرکت کنیم إن‌شاءالله. مسئله این است و این مهم است، وإلاّ انسان امروز دنبال یک قضیّه برود، یک ماه بگذرد، دو ماه، بعد یک‌دفعه ببینید، عجب! آن‌طور شد؛ دوباره بیاید دنبال یک مطلب دیگر [برود]؛ از هر بادی که یک‌صدایی که بیاید به دنبال آن حرکت کند؛ أتباعُ کُلِّ ناعِقٍ، یَمیلونَ مَعَ کُلِ ریح؛ 2 هر صدایی درمی‌آید آدم برود. خب نتیجه‌اش چه شد؟ پنج سال پیش شد چهار سال پیش، چهار سال پیش شد سه سال پیش، سه سال پیش دو سال پیش، امسال هم همین‌طور یک سال یک سال، بیاید و بگذرد و هیچ، صفر. شما اطلاعاتتان، معلوماتتان، بهره‌تان را بگویید ـ واقعاً سؤال می‌کنم ـ بهره‌تان را نسبت به مطالبی که چهار سال پیش بود تا آنچه که الآن است چقدر در دست شما هست؟ اگر هم چیزی بوده رفته، چیزی گیر نیامده! هیچ‌چیز در این دست نیست! پس اینها چیزی است که به درد نمی‌خورد، دردی از انسان دوا نمی‌کند.

  • ما باید دنبال مطالبی برویم که وقتی یک ماه گذشت ببینیم یک چیزی گیرمان آمد! به دنبال یک قضایایی برویم که بعد از گذشت یک سال ببینیم تغییری پیدا شد، تحوّلی پیدا شد. این مسئله است وإلاّ انسان مدام به دنبال این حرف و آن حرف [باشد] آخرش که چه؟ خب همین هم هست و سودی برای انسان ندارد.

  • اللَهمّ صلِّ علی محمّد و آل محمّد

    1. . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 472: 
      گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم *** بُعد منزل نبود در سفر روحانی
    2. . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 496:
      «النّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعالِمٌ رَبّانیٌّ، و مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبیلِ نَجاةٍ، و هَمَجٌ رَعاعٌ؛ أتباعُ کُلِّ ناعِقٍ، یَمیلونَ مَعَ کُلِّ ریحٍ، لم یَستَضیئوا بِنورِ العِلمِ و لم یَلجوا إلَی رُکنٍ وَثیقٍ.».
      ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج 1، ص 268:
      «مجموعه أفراد مردم سه طایفه هستند: طایفه اول: عالم رَبّانی است. گروه دوم: متعلّمی است که در راه نجات و صلاح و سعادت و فوز گام بر می‌دارد. و دسته سوم: أفرادی از جامعه هستند که دارای أصالت و شخصیّت نبوده، و مانند مگس و پشّه‌هائی که در فضا پراکنده‌اند می‌باشند.
      اين دسته سوم، دنبال كننده و پيروى كننده از هر صدائى هستند كه از هرجا برخيزد؛ و با هر بادى كه بوزد در سمت آن حركت مى‌كنند؛ دل‌هاى آنان به نور علم روشن نگرديده؛ و قلب‌هاى خود را از نور علم مُنَّور و مُستَضيى و روشن نگردانيده‌اند؛ و به رُكنِ وثيق و محلِّ اعتمادى كه بايد انسان به آنجا تكيه زند، متّكى نشده و پناه نياورده‌اند.»
/ 260