اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

و لزوم استقامت در مسیر حق

15٬701

در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء می‌باشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید می‌کند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح می‌دهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

توضیحات:

در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء می‌باشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید می‌کند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح می‌دهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

16
  • ثُمَّ یوَفِّقُهُ اللهُ لِلقَبولِ مِنهُ؛ خدا توفیق می‌دهد که حرف این مؤمن را بپذیرد. فَیَجمَعُ اللهُ لَهُ بِذَلِکَ خَیرَ الدُّنیا و الآخِرَة؛ به‌واسطۀ این، خدا بین خیر دنیا و آخرت برای این فراهم می‌کند. وَ یَجمَعُ عَلَی مَن أضَلَّهُ لَعنًا فی الدُّنیا و عَذابَ الآخِرَة؛ 1و آنهایی که آمدند در مقابل حق ایستادند، آنهایی که آمدند بکِشند، هم لعن دنیا نصیبشان شد ـ‌ که بله دیگر اینجا نیاز به توضیح نیست ‌ـ عذاب آخرت هم که تشریف ببرند آنجا و باید آنجا حساب پس بدهند.

  • اینها برای چیست؟ اینها برای این است که حضرت در اینجا می‌خواهد بفرماید زمان غیبت و ظهور اصلاً معنا ندارد. حالا خود حضرت در زمانی که حضور داشتند خود امام عسگری علیه السّلام مگر در غیبت نبودند؟ در غیبت بودند دیگر! این چه ظهوری است که دور، یک چهاردیواری باشد کسی نتواند برود؟!2 این ظهور نیست. حتّی الآن معروف و مشهور است که امام عسگری حتّی حج را هم انجام نیاوردند، اما به نظر من این مطلب صحیح نیست.

  • ما روایت داریم که امام عسگری در مکّه بوده و راوی روایت نقل کرده3 و بعید است که عمرۀ مفرده باشد، غیر از این هم امام علیه السّلام حج را انجام می‌دهند. می‌خواهم بگویم این مطلبی که معروف هست صحت ندارد. اتفاقاً من خیال می‌کنم خداوند صلاحی که در اینجا دیده، اقتضا تدبیر و تدبیر الهی این بوده که مردم را آماده کند برای آن زمان غیبت که دیگر بتوانند زمان غیبت را درک کنند.

  • حضرت می‌فرماید: «کسی که این‌طور باشد خدا یک نفر را می‌فرستد و آن مؤمن آن مطلب را به گوش می‌رساند.» ما باید از این درس بگیریم، این را باید اسوه قرار بدهیم.

  • تا به حال اتّفاق نیفتاده ما بین یک دو راهی گیر کرده باشیم، بر سر یک چیز گیر کرده باشیم، یک‌دفعه به نظرمان می‌رسد با فلان رفیقمان تماس بگیریم و نظرش را بخواهیم! تا تماس می‌گیریم می‌گوید: نه نه نه این کار را نکنی، به این دلیل! به این دلیل انجام نمی‌دهیم. این چیست؟ این همان مؤمنی است که خدا قرار داده، این همان است. چه کسی در ذهن شما انداخت که با فلانی تماس بگیری؟ اگر نمی‌گرفتی به آن کار اقدام می‌کردی. [این جریان] چیست؟ آن نور ولایت و آن احاطۀ ولایتی که در نفوس سریان دارد، همان می‌آید خط و خطوط را تعیین می‌کند تا به آنجا برساند. اما اگر آن ولایت نباشد به جایش ولایت شیطان است. آنکه می‌گوید تماس بگیرم، آن می‌گوید با یکی دیگر تماس بگیر، با یکی دیگر تماس می‌گیری می‌گوید همان را انجام بده! آن شیطان است، آن اولی رحمان است.

    1. . الاحتجاج، ج 2، ص 458.
    2. . رجوع شود به الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 439.
    3. . عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 2، ص 135.
/ 260