
اهمیت همنشینی با اولیاء
و جایگاه رفاقت در مسیر سلوک
در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به یکی از مهمترین مسائل و مبانی سلوک که همان مسئله رفاقت و همنشینی با اهل خدا میباشد، اشاره مینمایند. حضرت استاد در ابتدا به تأثیرات همنشینی با اهل خدا و سایر افراد میپردازند و سپس مأموریت پیامبران، ائمه و اولیاء الهی را در هدایت و دستگیری مردم و حضور در اجتماع تبیین میکنند. بخش دیگری از این جلسه مبارک، پیرامون ارزش و جایگاه رفیق و همراه در مسیر سلوک الی الله و لزوم اجتماع و ایجاد انسجام و ابتهاج جمع رفقای اهل سلوک و پرهیز از تفرقه میباشد و در این خصوص کلماتی از علامه طهرانی رضوان الله علیه نقل میگردد.
اهمیت همنشینی با اولیاء
توضیحات:
در این گفتار حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به یکی از مهمترین مسائل و مبانی سلوک که همان مسئله رفاقت و همنشینی با اهل خدا میباشد، اشاره مینمایند. حضرت استاد در ابتدا به تأثیرات همنشینی با اهل خدا و سایر افراد میپردازند و سپس مأموریت پیامبران، ائمه و اولیاء الهی را در هدایت و دستگیری مردم و حضور در اجتماع تبیین میکنند. بخش دیگری از این جلسه مبارک، پیرامون ارزش و جایگاه رفیق و همراه در مسیر سلوک الی الله و لزوم اجتماع و ایجاد انسجام و ابتهاج جمع رفقای اهل سلوک و پرهیز از تفرقه میباشد و در این خصوص کلماتی از علامه طهرانی رضوان الله علیه نقل میگردد.
اهمیت همنشینی با اولیاء
6جایگاه رفاقت در مسیر سلوک
رفیق همین است که یک روزی بیاید دست آدم را بگیرد. دست آدم را بگیرد و بار انسان را بکشد و خلاصه آدم رفیق را برای همین میخواهد، که آن هم به قول مرحوم آقا: «درویش تنها تنها نمیخورد.» وقتی یک چیزی نصیبش شد، رفیقِ خودش را هم کنار خودش مینشاند، و به قول ایشان: «تنها تنهایی شرط رفاقت نیست، شرط درویشی نیست.» چون درویش [مطالب را] از خودش نمیبیند، از جای دیگر میبیند، [وقتی اینطور است] دیگر تنهایی برای چه؟!
و این مسئله رفاقت مسئلهای نیست که [مربوط به حضور شخص خاصی باشد.] یعنی اصلاً ارتباطی به بنده ندارد. این یک جریانی است، یک جمعی است یک محفلی است که ـ بدون رودربایستی و بدون هیچ تواضع ـ جای دیگر نیست و این قضیّه را باید قدر بدانیم و نسبت به این مسئله اهتمام داشته باشیم. در این جریان هرچه بیشتر گرمی ایجاد کنیم، انس را بیشتر کنیم، هر کاری که از دستمان بربیاید برای اینکه بتوانیم این محفل را یعنی جمع رفاقت [را حفظ کنیم، انجام بدهیم]. حالا فرقی نمیکند اهواز باشد، شیراز باشد، تبریز باشد، قزوین باشد، طهران باشد، اصفهان باشد هر جا میخواهد باشد، همه یکی است چون فقط شهر فرق میکند و مکان متفاوت است و الاّ اصل و ربط یکی است.
من در همین سفر اخیری که عتبات مشرف بودم. وقتی که مینشستم در اعتاب مقدّسه واقعاً میدیدم اصلاً خودم را از این جمع رفقا نمیتوانم جدا ببینم و جدا حس بکنم، [تا] اینکه خب بخواهم دعا بکنم. میدیدم که خود همین جمع، جمع این رفاقت، خودشان هستند حضور دارند، و جدایی معنا ندارد که انسان بخواهد خودش دعا کند. شخصی برای کسی بخواهد دعا کند، برای فردی بخواهد دعا بکند [باید از او جدا باشد]. و هر چه به این مطلب بهتر رسیدگی بشود نفعش بیشتر به خود انسان میرسد، و خود انسان بهره میبرد.
