اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت و ضرورت فکر صائب و یقین قاطع برای سالکین راه خدا

15٬621

قم:‌ اهمیت و ضرورت فکر صائب و یقین قاطع برای سالکین راه خدا -

اهمیت و ضرورت فکر صائب و یقین قاطع برای سالکین راه خدا

توضیحات:

قم:‌ اهمیت و ضرورت فکر صائب و یقین قاطع برای سالکین راه خدا -

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اهمیت و ضرورت فکر صائب و یقین قاطع برای سالکین راه خدا

8
  • به كسی كه خود متحقق به حق است می‌آید اعتراض می‌كند، چرا شما این كار را نمی‌كنید؟ چرا باید این كار انجام شود، خب آقاجان شما داری به این می‌گویی، به این فرد داری می‌گویی به این داری دستور می‌دهی؟ به این داری می‌آموزی؟ این مطالب را خودش این‌قدر متوجه نیست، این‌قدر خودش نمی‌فهمد، این‌قدر خودش ترس از روز قیامت و فردا ندارد، این‌قدر خودش ترس از عدم انجام تكالیف و مسائل و مسئولیت‌هایی كه متعاقبا متوجه او خواهد شد ندارد، تو می‌خواهی بهش یاد بدهی؟ تو می‌خواهی او را متوجه كنی؟ خنده‌دار است واقعا خنده‌دار است. یك كسی كه سی سال چهل سال آدم برود پای صحبتش و پای درسش و پای مطالبش و اینها آن وقت در یك جا آقا شما نمی‌فهمی، راه اشتباه داری می‌روی بیا این‌طرف، خیلی خنده‌دار است. چرا؟ آن نور را ندارد، آن مسأله را ندارد.

  • یكی از چیزهایی كه خیلی مرحوم آقا تاكید داشتند به خصوص در ماه رجب و شعبان و رمضان مسأله مراقبه بود. نسبت به مسأله مراقبه عجیب ایشان تأكید می‌كردند و رعایت آنچه را كه انسان آن را باید به طور متقن انجام بدهد. این افرادی كه در این فضاها هستند نسبت به این مسأله دچار مشكل می‌شوند، یعنی به جای اینكه دارای یك فكر صائب و حادّ، تیز، و یك نگرش متقن و دقیق در امور باشند به واسطه همین تذبذب و به واسطه همین این طرف و آن طرف را نگریستن و به واسطه این تشویشی كه در آنها به وجود می‌آید و به واسطه این تردیدی كه در آنها به وجود می‌آید، اینجا می‌بینیم كه از راه می‌مانند. فكر به این طرف و آن طرف هی كشیده می‌شود، یك فكر صائبی ندارند.

  • و مهمترین چیز برای یك سالك فكر صائب است یعنی مستقیم، یعنی محكم، یعنی بدون تزلزل، یعنی بدون تردید، یعنی بدون اما و اگر. كسی كه همیشه در اما و اگر به سر می‌برد در جای خود همیشه توقف می‌كند و قدم از قدم برنمی‌دارد. آن شخصی حركت می‌كند كه فكرش صائب است، مستقیم است، چه كنم چه كنم در كارش نیست، هی این طرف بزند آن طرف بزند در كارش نیست، وقتی یك مطلب را نسبت بهش یقین پیدا كرد اطمینان پیدا كرد، دیگر هی نمی‌آید این‌طرف و آن طرف، خب برویم ببینیم آنجا چه خبر، برویم ببینیم آنجا چه خبر، حالا شاید آنجا هم یك خبری باشد شاید آنجا هم یك فیضی ببریم، شاید آنجا هم یك چیزی استفاده بكنیم، همین‌كه می‌گوید برویم ببینیم آنجا چه خبر، خراب شد! تمام شد! یعنی همه چیز ریخت به هم، تمام آن یافته‌ها همه به هم ریخت، آن استقامتی كه لازمه حركت است آن استقامت از او گرفته می‌شود، آن استقامت گرفته می‌شود.

/