اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت و ضرورت فکر صائب و یقین قاطع برای سالکین راه خدا

15٬621

قم:‌ اهمیت و ضرورت فکر صائب و یقین قاطع برای سالکین راه خدا -

اهمیت و ضرورت فکر صائب و یقین قاطع برای سالکین راه خدا

توضیحات:

قم:‌ اهمیت و ضرورت فکر صائب و یقین قاطع برای سالکین راه خدا -

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اهمیت و ضرورت فکر صائب و یقین قاطع برای سالکین راه خدا

3
  • این مجالس خب خیلی مهم است و باید خیلی به‌آن توجه كرد، بنده خودم بارها خدمت رفقا عرض كردم كه در شبهای ماه مبارك رمضان كه مجلس قرائت قرآن، دعای افتتاح و همین‌طور شرح‌ اجمالی از دعای ابوحمزه ثمالی است، مهم حضور در این مجلس است، حالا چه من صحبت بكنم یا نكنم، مهم حضور نفس در مجلس است.

  • این مطالبی را كه بنده خدمت رفقا عرض می‌كنم مطالبی است كه می‌توانم فردا هم پاسخگو باشم. یعنی در آن طرف در روز بازخواست دوستان از من بپرسند و سوال كنند و بنده جوابگو هستم. زیرا آنچه را كه عرض می‌كنم مطالبی است كه بنده از بزرگان به سمع خود شنیدم و تجربه آنها را داشتم. نمی‌خواهم نسبت به مطلبی اغراق كنم و افراط كنم، واقعیت را می‌خواهم عرض كنم. آنچه را كه بزرگان انجام می‌دادند و خودم هم تجربتا آن را حس كردم.

  • به مجالسی كه آنها تذكر می‌دادند خیلی مرحوم آقا اهتمام داشتند، و این را یك اصل می‌دانستند در حركت و سیر انسان. و خودشان می‌فرمودند كه این رفقای ما تصور می‌كنند كه در مجلسی كه ما برویم آن مجلس مجلس رونق و با بركت و با فضل و فضیلتی خواهد بود. مجلسی كه تشكیل می‌شود چه من بیایم چه نیایم آن مجلس مجلس ذكر است و رفقا باید در آن مجلس حضور پیدا كنند و استفادشان را ببرند. حالا من می‌آیم یا نمی‌آیم گاهی توفیق پیدا می‌كنم كه حالا خب توفیق نبود بنده می‌گویم! گاهی می‌توانم بیایم گاهی نمی‌توانم بیایم، برحسب شرایط دیگر.

  • خیلی از اوقات ایشان در مجالس‌شان شركت نمی‌كردند مثلا كسالت داشتند یا سردرد داشتند، بعدازظهر بود و نمی‌توانستند بروند و امثال ذلك یا ما می‌رفتیم یا حتی خود ما هم نمی‌رفتیم، ولی آن جلسه بود، نفس حضور در جلسه استفاده خاص خود را دارد، كه حتی برای خود ما هم در آن موقع این مسأله تازگی داشت. تصور ما این بود در جلسه‌ای كه ایشان می‌آیند خب ما هم آماده شویم برای رفتن، اما وقتی متوجه می‌شدیم كه ایشان نمی‌آیند و در جلسه شركت نمی‌كنند ما هم خیلی رغبتی برای شركت در جلسه نشان نمی‌دادیم. و وقتی كه یك مرتبه یا گاهی نمی‌رفتیم ایشان ما را بازخواست می‌كردند كه چرا نرفتی، چرا شركت نكردی؟ من نرفتم تو چرا نرفتی؟ ما را بازخواست می‌كردند.

/ 380