هدف پروردگار از خلقت انسان
9دنیا محلّ عمل است، خدا ما را آورده برای اینكه بیدار باشیم، بینا باشیم، به سوی پروردگار خوب حركت كنیم. تمام آن مقاماتی كه در قرآن مجید دستور داده، عنایت شده و بیان شده، از آنِ كسانی است كه در دنیا كار كنند.«اليَوم عَمَلٌ و لاحِساب و غَدًا حِسابٌ و لاعَمَل.»1 «امروز، روز عمل است، حسابی نیست؛ فردا روز امتحان و حساب است و عملی نیست.»
هر عملی كه ما انجام بدهیم، بهره و نتیجهاش داخل در خود عمل است؛ هر اللَه كه از روی اخلاص بگوییم، لبّیك پروردگار درون این اللَه ماست؛ هر قدمی كه به سوی پروردگار برداریم، آن نتیجه در خود نفس همین عمل منطوی و نهفته است.
خُب! حالا میخواهیم به سوی خدا حركت كنیم، بعد از اینكه خدا به ما تنبّهداد، فكر داد، چشمانمان را باز كردیم، دیدیم ای عجیب! خورشید طلوع كرده و قافله هم رفته و ما ماندهایم؛ همه شب را تا صبح خوابیدهایم وای! قافله با ما بود! رفتند، و شاید هم الآن رسیده باشند؛ چرا خورشید طلوع كرده؟! حالا به خدا میگوید: خدایا! من اینجا چه كنم؟ خورشید طلوع كرده! در این بیابان من هم غریب و تك و تنها هستم، جایی را نمیشناسم، خدایا! بِرِس به درد من! خدایا! من به تو توكّل كردم، بارم را به سمت تو انداختم، تفویض به سوی تو كردم، من عقب ماندهام، دست من را بگیر! این عالمِ یقظه و تنبّه است.
اعتماد به نفس در مقابل اعتماد به خدا، اعتماد به بت است
خداوند به او مدد میكند، میگوید: حالا كه چشمت بیدار شد و دیده از خواب برداشتی و متنبّه شدی، ببین چقدر عقب ماندی! شب تا صبح خوابیدی، این را باید تدارك كنی! دیگر نباید بگیری بخوابی! اینجا بیابان است، آفت است، شیر است، پلنگ است، دزد است، باید حركت كنی! به مدد الَهی حركت میكند و گریه میكند، انابه میكند و از آن مقداری كه خوابیده، رجوع میكند به سوی پروردگار توبه یعنی رجوع و بازگشت میكند.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ١، ص ٩٣، خطبه ٤٢.

