هدف پروردگار از خلقت انسان
7از بهترین ارمغانهای سلوك الی اللَه بیتعلّقی و آسودگی خاطر و خیال است
ما كه در بیمارستان خوابیده بودیم، بعضی روزها برای ما ناهار میآوردند و از این دستمال كاغذیها هم آنجا بود. خُب! ما مقداری از یك دستمال را پاره میكردیم و جلوی خودمان میانداختیم. این سفرهمان بود، بندهزاده هم آنجا بودند و غذاها را میگذاشتیم و یك لقمه میخوردیم. تا موقع غذا میشد من میگفتم: آسید محسن، این سفره را بیاور! این سفره را، به جان شما رئیس جمهور آمریكا هم ندارد. این سفرهای كه ما پاره میكنیم، اینجا میاندازیم برای خودمان و این غذا را روی آن میگذاریم و شما هم اینجا نشستهاید و با كمال صفا و وفا و خوشی و با این دلشادی و بیغمّ و غصّگی، قسم به خدا رئیس جمهورهای دنیا ندارند! یعنی آنها نمیتوانند یك سفره بیاندازند و بیفكر باشند.
پس اگر انسان عاقل است و میخواهد دنیا هم داشته باشد عیبی ندارد، راه آنها غلط است؛ چون آنها به واسطه رفتن به سوی دنیا، دارند به سوی عذاب و جهنّم میروند، آنها دارند به ناراحتی میروند.
انسان هر راهی میخواهد طی كند برای آسایش خیال است. وقتی میبیند آن راه خیالش را به هم میزند، شب با ناراحتی میخوابد، صبح با ناراحتی بلند میشود، هزار تا نقشه تزویرانه میكشد برای اینكه طرف را بكوبد؛ این چه زندگی است؟! این چه دنیایی است؟! حالا بفرمایید قصری هم از طلا به آسمان بردند! اگر انسان یك كاسه چوبین داشته باشد كه در آن آب سرد گوارا بخورد بهتر است یا یك كاسه زرّین داشته باشد و در آن خون قی كند؟ مگر این رئیسجمهورها، این سلاطینی كه خون قی میكنند و میمیرند، در كاسه زرّین خون قی نمیكنند؟! حالا آن بیچاره بدبختی كه در روستا زندگی میكند و مؤمن و مسلمان است و یك كاسه چوبین دارد و با زن و بچّهاش آب سرد گوارا میخورد و میگوید الحمد للّه، این بهتر است یا آن؟ پس به خدا قسم این دنیا پرستها همه اشتباه كردهاند! همه!

