هدف پروردگار از خلقت انسان
10آن سیئاتی را كه در نظر گرفته روی آنها مطالعهای میكند و برمیگردد و میگوید: خدایا! من الآن به اشتباه خودم اعتراف كردم، و تو خدای منی، تو ربّ منی، تو مولای منی، تو آقای منی، تو سید منی؛ من دیگر غلط میكنم بگویم اعتماد به نفس خود دارم، بلكه من اعتماد به تو دارم، اعتماد به خدا.
در هیچ جای از قرآن اعتماد به نفس نیست. من نمیدانم این لفظ اعتماد به نفس از كجا آمده؟! چرا اعتماد انسان به نفس باشد؟ قرآن میگوید: اعتماد به خدا بكن! نفس را زیر پا بگذار! این نفس را فدای پروردگار بكن! اعتماد به نفس در مقابل اعتماد به خدا، این اعتماد به بُت است در مقابل حقیقت؛ آن نفسی كه نورانی باشد و آیت خدا باشد اگر به او اعتماد كند، اعتماد به خداست؛ آن نفسی كه هنوز از مراحل اخلاص نگذشته، در پشت هزار تا سنگر محجوب است، اگر به این نفس اعتماد كند به هزار تا جهنّم اعتماد كرده! و این اعتماد چه فایدهای برای او دارد؟!
لذا در قرآن مجید اصلًا اعتماد به نفس نداریم، اعتماد به خداست:
﴿وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَه﴾.1
﴿وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ﴾.2
﴿وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً﴾ 3و4
﴿فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ﴾ 5و6
ترجمه همه این آیات این است كه: ای پیغمبر! قلبت را به خدا بده، ﴿وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا﴾،7 از همه عالم بِبر و خودت را متّصل به خدا كن و به سوی خدا منقطع شو و كارت را با خدا یكسره كن! این حركت میدهد.
زندانی بودن أبناء دنیا در توهّمات و تخیلات فاسد و باطل
افراد بشر تا آخر عمر، همه در همان من چه كنم و مالم كم شد، همسایه به دیوار من تیشه زد، مالیاتم اینطور شد، فلان كس به من بد گفت، خواهر زنم به من چنین گفت، شریكم به من چنین گفت، من اینجا نمیروم به تقاصّ اینكه او به منبد كرد، من جواب او را نمیدهم برای اینكه او فلان روز به من سلام نكرد، و اینطور حرفها گرفتار هستند، و در همین افكار هم زندانی میشوند و در همین افكار هم میمیرند؛ چون قبر انسان افكارش است؛ این قبری كه ما را میبرند در آن میگذارند، این قبر ما نیست، این قبر بدن ماست، بدن ما از خاك بوده و میرود در خاك؛ نفس ما هر درجهای از علوّ كه داشته باشد در همان میماند؛ اگر نفس ما آلوده باشد، ما را در روحانیت نفس نمیبرند؛ قبر ما همان افكار ماست، قبر ما همین خیالات ماست، قبر ما همین تو و منیهاست، از تو و منی باید گذشت و تو و منی را فدای خدا كرد، آن عالمی كه خدا انسان را در آن جا میدهد، مناسب با یك حقیقتی است كه انسان با آن حقیقت در هنگام مرگ منطوی است.
- سوره النّساء (٤) قسمتى از آيه ٨١؛ و سوره الأنفال (٨) قسمتى از آيه ٦١؛ و سوره الأحزاب (٣٣) صدر آيه ٣ و قسمتى از آيه ٤٨.
- سوره الفرقان (٢٥) صدر آيه ٥٨.
- سوره الإسراء (١٧) آيه ١١١.
- معاد شناسى، ج ١٠، ص ٢٤٧:
«و بگو (اى پيغمبر) كه حمد و ستايش اختصاص به خداوند دارد؛ آنكه براى خود فرزندى نگرفته است، و در حكومت و فرمانروايى بر عالم وجود شريكى ندارد، و هيچگاه فتور و سستى به دستگاه او رخنه نكند تا محتاج به مدد كارى گردد. و (اى پيغمبر!) او را به بزرگترين درجات بزرگى به بزرگى ياد كن.» - سوره هود (١١) صدر آيه ١١٢.
- ولايت فقيه در حكومت اسلام، ج ١، ص ١٨٥: «اى پيغمبر! استقامت كن همانطور كه بدان امر شدهاى.»
- سوره المزّمّل (٧٣) ذيل آيه ٨.

