هدف پروردگار از خلقت انسان
5اگر اینطور باشد، آرام، ساكت، صامت، خوشدل، پربهره، پرنور، با نشاطِ كامل مثل آدمی كه در روز امتحان قبول است و سرافراز و شاگرد اوّل هم شده و ورقهاش را دست میگیرد و میآید و از هیچچیز هم باك ندارد؛ قبول است دیگر! و امّا خدای ناكرده اگر به غفلت بگذرد و شب امتحان برسد و انسان بخواهد كار یك سال را در یك شب انجام بدهد و فردا به این شاگرد و به آن شاگرد التماس كند، آقا به من برسانید، ما را فراموش نكنید، اینها همه موجب سرشكستگی و شرمندگی است.
در مكتب توحید مقصد خداست و زاد و راحله، توكّل و استعانت از اوست
ما در این راه باید اوّل حركت كنیم و بدانیم كه راهِ خداست؛ ما مسافریم، مقصد داریم؛ مسافر بودنِ ما نفس ماست، مقصد خداست؛ راهی را كه حركت میكنیم راه بیابان، یا بالای كوه نیست، عبور از صفات نفس است؛ یعنی این صفات را باید تغییر بدهیم، صفات منفی تبدیل به مثبت بشود، صفات سیئه تبدیل به حسنه بشود، حجابها از بین برود، روز به روز نور و ادراك بیشتر بشود، از تقید و تحدید و این محدودیت عالم مادّه و تعلّقات، خودمان را به عالم مجرّدات و عالم نور برسانیم و به آنجا نزدیك بشویم؛ این عبارت است از حركت در نفس. مقصدمان هم خداست. مسافر زاد میخواهد، راحله میخواهد؛ زادمان توكّل بر خدا و راحلهمان استعانت از پروردگار و عمل به قرآن و سنّت پیغمبر و منهاج ائمّه علیهماالسّلام است، اینها همه زادِ راه هستند؛ باید بگیریم و حركت نموده و مسافرت كنیم و به مقصد برسیم.
این راه، رفتنی است. این راهی است كه رفتهاند. و انسان هم نباید بگوید من چنین و چنانم و قابلیت ندارم، اینها همهاش حرف است؛ همین قابلیتی كه انسان دارد مگر از خانه پدرش آورده؟! اینها همهاش دست پروردگار بوده، عنایت بوده، داده و باز هم میدهد. خدا كه با ما دشمنی ندارد، خدا كه با ما سابقه سوء ندارد، از رحمت خود، ما را به وجود آورده است و ما هم به سوی رحمت خدا میرویم، به سوی رحمت خدا حركت میكنیم؛ آنوقت خدا انسان را روی این سلسله طویله مسافتها از نطفه و حالات مختلف جنین و بعد دنیا خلق كرده باشد، و بعد این انسان را در امور مثلًا خیلی جزئی مهمل بگذارد و اعتناء نكند؟! و بگوید من با تو میخواهم ریشخندی كنم! من میخواهم با تو دهان كجی كنم ای انسان! استغفر اللَه! اگر انسانی بخواهد با یك انسان این كار را بكند، انسان او را تعییب میكند.

