هدف پروردگار از خلقت انسان
14عبّاس گفت: ای نور چشم من! ای برادرزاده گرامی من! تو كه میدانی من مردی هستم كه پول ندارم و نمیتوانم فدیه بدهم، از طرفی هم عائلهمندم.
حضرت فرمودند: نمیشود؛ دوباره اصرار كرد، پیغمبر فرمودند: نمیشود، باید فدیه بدهی! خُب فدیهاش هم خیلی زیاد بود؛ او گفت: یا رسول اللَه! مگر تو نمیدانی كه من ندارم؟ حضرت فرمودند: داری، بده! گفت: ندارم.
حضرت فرمودند: از خانه كه خواستی بیرون بیایی، آن كیسه زر را دادی به عیالت و گفتی فلان جا بگذار، اگر من برگشتم كه خودم میدانم و اگر نه چه و چه بكن؛ حالا آن به اندازه پول فدیه تو نیست؟ كافی است.
یك مرتبه فریادش بلند شد كه: ای محمّد! چه كسی به تو گفته؟! آخر باور نمیكند، این بین خودش و زنش است، دارد از خانه بیرون میآید، آنجا یك زن بود! الآن پیغمبر از آنجا خبر میدهد؛ حضرت فرمودند: اللَه، اللَه، ربّی، ربّی، جبرئیل حبیب من، جبرئیل از طرف خدا برای من خبر آورد؛ همانجا عبّاس گفت: أشهَدُ أن لا إلَهَ إلّا اللَه و أنّكَ رَسولُ اللَه. فرستاد پولها را هم از مكّه آوردند و تحویل پیغمبر داد و آزاد شد.1
سالك نباید فكر خود را در امور جزئی و كوچك متوقّف نماید
حالا مقصود اینكه پیغمبر دارد مردم را از جهنّم خارج میكند و به بهشت میكشد ولو به سیم و سَلاسِل، این مقام رحمت واسعه رسول اللَه است، و بایستی كه مردم به بهشت بروند، مردم برای جهنّم آفریده نشدهاند، «خُلِقتُم لِلبَقاءِ لا لِلفَناءِ»،2 پیغمبر فرمود: «شما برای بقاء آفریده شدید، نه برای فناء.»
اگر فكر انسان همین فكرهای پایین باشد، همینجا گم میشود؛ و لذا میبینید كه در قرآن مجید خیلی مادّه ضلال میآید، ﴿لَفِي ضَلالٍ﴾،3 در افكارشان گم میشوند و نمیتوانند بالاتر بروند. مشركین و كفّار در ضلالند یعنی در گُمی هستند، یعنی در افكار و نیاتشان گم میشوند. و از این مرحله نمیتوانند حركت كرده و جلو بروند. مؤمنین هستند كه گم نمیشوند، و با آن نوری كه دارند بالا میروند. و هر كدام به حسب درجه و مقام خودشان، در یك جای خاصّی قرار میگیرند؛ هركه نورش بیشتر، معرفتش بیشتر، تقوایش بیشتر، پاكیاش بیشتر، جای بهتری دارد.
- بحارالأنوار، ج ١٩، ص ٢٦٥.
- غرر الحكم، ص ١٣٣.
- در قرآن مجيد ٢٧ مرتبه كلمه ضلال با عبارتى چون ﴿لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ﴾،﴿فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ﴾، ﴿فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ﴾، ﴿ضَلالٍ وَ سُعُرٍ﴾ و ... آمده است. (محقّق)

