بحث پیرامون مبدأ نیابت در حج نیابی
بحث پیرامون مبدأ نیابت در حج نیابی
9علیٰکلّحال راجع به حدّ ترخّص، تا زمانی که شما در شهر میگردید، هیچ شخصی نمیگوید که شما خارج شدهاید اما وقتی که از شهر فاصله گرفتید، یک شبهه ایجاد میشود که فلانی اطراف شهر چهکار میکند؟! مغازهای نیست که بخواهد برود. اگر مقداری هم از اطراف شهر فاصله بگیرد، دیگر شبهه زیاد میشود. وقتی مقداری دیگر زیاد شد، این فهم عرفی میگوید که او میخواهد از شهر بیرون برود، او قصد سفر دارد که میرود.
شکسته شدن نماز و روزه در وقت رسیدن به حدّ ترخّص
اینها خودبهخود در ذهن انسان تداعی میشوند و این تداعی در ذهن انسان موضوع برای سفر را ایجاد میکند پس اگر قصد سفر داشتید به حدّ ترخّص که میرسید نماز شکسته میشود، روزه شکسته میشود، این خودبهخود است. شارع دیگر در اینجا جعل [موضوع] نمیکند، همان مبنا عرف را میپذیرد. اینطور نیست که بگوید: «آقا وقتی که به جایی رفتی و صدای اذان را نشنیدی و بعد هم جدران و بیوت را ندیدی در آنجا بایست و ...!» بله! یک وقت شارع میگوید که اگر قصد سفر هم کردی، باید بمانی تا وقتی که نفس سفر یعنی همان عشرة أمیال محقق شود، آن یک مطلب دیگر است ولی وقتی عنوان سفر روی شما آمد، با حدّ ترخّص در اینجا انجام میشود.
عرفی بودن حدّ ترخّص
حدّ ترخّص یک مسئلۀ عرفی میشود، نیازی به حدّ شرعی ندارد. قضیۀ عرفی هم مشخص است. بله، گاهی اوقات شارع برای تسهیل در موضوع و عدم اختلاف، حدودی بر این مسئله تعریف میکند.
ببینید این قضیۀ بسیار مهمی است و مسائل و مشکلاتی را برای انسان حل میکند. مطالب زیادی را برای انسان حل میکند که وقتی که انسان در بعضی از موارد به یک مطلب میرسد که خلاف سرد فقه ظاهری و فهم ظاهری است، فوری روایت را کنار نگذارد بلکه بگوید که این یک حسابی دارد، در اینجا قضیهای هست. لذا در مسئلۀ محرمیت هم چنین مسائلی پیش میآید و گاهی اوقات که انسان میبیند در بعضی از موارد، حکم خاص هست، ریشۀ آن همین قضیه است، البته شخص فقیه باید کاملاً به موارد و موازین آگاه باشد و اطلاع داشته باشد نباید فوری از پیش خودش یک تنقیح ملاک و مناطی کند و هرچه خواست بگوید بلکه باید به این رمز و رموز وارد باشد تا اینکه بتواند مسئلهای را بیان کند.

