بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
15وقتی امام علیه السلام میفرماید که استطاعت همان زاد و راحله است،1 منظور شرطِ وجوب نیست بلکه شرطِ وجود است. بله! اگر شما بخواهید به طهران هم بروید، سوار اتوبوس میشوید یا تاکسی میگیرید. آیا تاکسی شرط واجب است؟! نه! شرط وجود است. نمیتوانید که پیاده بروید! باید سوار ماشین شوید پس تهیۀ سیاره، تهیۀ اتوبوس و امثالذلک بهعنوان مقدمات وجودیه در اینجا مطرح هستند، ربطی به شرع ندارند، همۀ اینها مقدمات عقلیه هستند که خود شخص باید نسبت به آنها اقدام کند و اصلاً ربطی به شرع ندارند.
بیان استطاعت بهعنوان یک امر حکایی توسط امام علیه السلام
پس مسئلۀ استطاعت هم اصلاً ربطی به شرع ندارد. امام علیه السلام قضیۀ استطاعت را فقط بهعنوان یک امر حکایی، حکایت کرده است؛ باید مرکب داشته باشد، زاد و راحله داشته باشد، پیاده که نمیتواند برود، روی هوا که نمیتواند پر بزند، باید یک راحله داشته باشد، از گرسنگی هم نمیرد. به روایات هم نگاه میکنیم متوجه میشویم لسانی که ائمه علیهم السلام با افراد دارند، همین مطلب را بیان میکنند؛ یعنی همه در این زمینه و در این وضعیت سیر میکنند و در بیان این مطلب هستند.
با توجه به این مطلب اگر بخواهیم بگوییم که در اینجا هردو نماز بر او واجب هستند، او باید کاری انجام دهد که بتواند هم نماز ظهر و هم نماز عصر را بخواند؛ یعنی اگر میخواهد بیشتر از ده روز بماند، باید قصد سفر کند و در بین این ده روز به سفر برود و برگردد تا نماز ظهر و عصرش فوت نشوند چون واجب نسبت به وقت، مطلق میشود و مشروط نیست، الاّ اینکه بگوییم: «در اینجا مسئلۀ عسروحرج پیش میآید و شارع این تکلیف زائد را به این وسیله در اینجا منتفی کرده است» اگر این قضیه نباشد، مسئله به همان کیفیتی است که بیان شد ولی ظاهراً مسئلۀ عسروحرج در اینجا حاکم است.
تلمیذ: حرج او نوعی است یا شخصی؟
- عوالي اللئالي، ج ۱، فصل التاسع، ص ۲۱۳، ح 63:
«عن علی بن أبیطالب علیه السلام، عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم أنَّهُ قال: ”الإستطاعةُ الزّادُ و الرّاحلةُ“.»
- عوالي اللئالي، ج ۱، فصل التاسع، ص ۲۱۳، ح 63:

