بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
12حالا اگر این مسئله در اختیار او باشد؛ یعنی اگر قصد سفر یا قصد اقامت در اختیار او باشد، شارع امر به صلاة را مترتب بر این قصد قرار میدهد؛ یعنی شارع میگوید: «تو مختار هستی! اگر قصد اقامت کنی من فقط از تو یک نماز میخواهم ـ حالا یا نماز ظهر یا نماز عصر، همانطور که گفتیم شخص مختار است چون علیٰکلّحال یک نماز فوت میشود ـ اگر قصد سفر کنی، دو نماز میخواهم و اختیار با خودت میباشد.» اما اگر امر به صلاة ظهر و عصر از ابتدای دلوک شمس آمده است چون بالأخره دلوک شمس بر این شخص تعلق گرفته است ولو اینکه خوابیده باشد اما امر به أقِم الصلاة آمده است و بر او تعلق گرفته است، آیا فقط به صلاة ظهر تعلق گرفته است یا به هردو صلاة؟ اگر به هردو صلاة تعلق گرفته است پس فرقی بین آن دو نیست.
بحث در اینجا به واجب مطلق و مشروط برمیگردد که ما همواره روی آن تأکید داشتیم که در اینجا خیلی اشتباه میشود که آیا وجوب صلاة نسبت به وقت وجوب مطلق است یا وجوب مشروط؟ اینطوری که همه میگویند وجوب مشروط است؛ یعنی صلاة، قبل از وقت بهطورکلی اصلاً واجب نیست و وقتی که وقت میآید، واجب میشود.
با این تفسیر، وقت در اختیار انسان است و انسان میتواند خودش را مقیم و حاضر قرار دهد، درنتیجه فقط یک صلاة ظهر یا صلاة عصر برای او واجب است و دیگری قضا میشود. یا انسان میتواند خودش را مسافر قرار دهد یعنی قصد سفر کند یا قصد أقل مِن عشرة أیام کند که در اینصورت هردو را ـ هم صلاة ظهر و هم صلاة عصر ـ میخواند، البته این درصورتی است که وجوب صلاة نسبت به وقت، مشروط باشد که همه این را میگویند.
اما براساس مبنای ما وجوب صلاة نسبت به وقت، وجوب مطلق است و وقت، شرط وجود است و شرط وجوب نیست؛ فرض کنید که مولا میگوید: «أکرم زیداً لیلة الخمیس»، الآن که «لیلة الخمیس» نیامده است، یک هفته مانده است. امر به اکرام الآن است اما وقت اکرام یعنی وقت تعلق وجوب، «بعد الأسبوع» است؛ یعنی «لیلة الخمیس القادم» یا بعد از مثلاً «عشرة أیام» بعد از «سبعة أیام» وقت اکرام است.

