اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت حج استحبابی از منظر روایات

14٬108
فقه
حج نیابتی

اهمیت حج استحبابی از منظر روایات

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت حج استحبابی از منظر روایات

4
  • امام هم می‌فرماید که اگر می‌توانند، نان و روغن زیتون به آنها بده. قبلاً برای آنها یک ‌نوع غذا بود؛ خیلی هم سالم بود. معنای کلام حضرت این نیست که غیر از این به آنها نده بلکه می‌‌فرمایند که حتی می‌توانید غذایتان را نان و روغن قرار دهید. حالا در همین سطح، حتماً که نباید پلو و چلوخورشت کذا بیاورند، در همین حدود هم می‌شود انجام شود. این یک مطلب.

  • یا مثلاً شما این مطلب را درنظر بگیرید که امام علیه السلام دربارۀ حج استحبابی این مطلب را می‌فرمایند، این نکته خیلی دقیق است، من در همان زمان هم به این نکته اشاره کردم.

  • یا راجع به این قضیه که امام علیه السلام می‌فرماید: «ما لَک لا تَحُجُّ؟! استَقرِض و حُجَّ؛1 چرا قرض نمی‌کنی؟! چرا حج انجام نمی‌دهی؟! برو قرض بگیر و حج‌ خود را انجام بده.»

  • یا در روایت موسی بن بکر واسطی ـ که آن را قبلاً خوانده‌ایم ـ که از امام موسی بن جعفر علیهما السلام سؤال می‌کند:

  • عن موسى بن بکرٍ الواسِطی قال: سألتُ أباالحسن علیه السلام عن الرّجُل یستَقرِضُ و یحُجُّ. فقال: «إن کان خَلفَ ظَهره مالٌ إِن حَدَثَ به حدثٌ أُدّی عنهُ فلا بأسَ.»2

  • یا در روایت دیگری که حتی بالاتر از روایت قبل است از یعقوب بن شعیب:

  • قال سألتُ أباعبدالله علیه السلام عن رجلٍ یحُجُّ بدَینٍ و قد حَجَّ حَجَّةَ الإسلامِ قال: «نعم إنّ اللهَ سَیقضی عنه إن شاء اللهُ.»3

  • یعنی حج‌ او حج مستحب است. امام می‌فرمایند: «نعم، إنّ اللهَ سَیقضی عنه إن شاء اللهُ.» یعنی حتی در مورد حج استحبابی حضرت امر به استقراض می‌کنند. توجه می‌فرمایید؟!

  • این مسئله‌ای است که حضرت نسبت به این حج که به‌عنوان حج استقراضی است، تأکید دارند. یعنی یک ‌فقیه وقتی که این روایات را در کنار هم قرار می‌دهد آیا نمی‌گوید که در جایی که قرض گرفتن یک تحمیل ذمّه‌ای است که انسان آن ذمّه را برعهده می‌گیرد و انسان حتّی‌الامکان باید بدون ‌چنین تحمل ذمّه‌ای کارهایش را انجام بدهد؟! آدم سالم که قرض نمی‌کند تا مرتباً فحش مردم را بشنود یا اینکه بگویند: «آی نداد و آی نداد و آی نداد!» این کار را که نمی‌کند. یک وقت ضرورتی پیش می‌آید مثلاً می‌خواهد به بیمارستان برود، پول ندارد یا وضعیتش خطیر است، قرض می‌کند، بدون دلیل که قرض نمی‌کند. قرض کردن و استدانه چیز مطلوبی نیست که انسان بخواهد همین‌طور انجام دهد ولی ما در اینجا می‌بینیم که امام راجع به حج استحبابی می‌فرمایند که اگر شما جایی را سراغ دارید، چرا قرض نمی‌کنید؟! یعنی حضرت با وجود این مطلب که خود استدانه موجب تحمل مَشاق است و ذمّه‌ای را بر گردن تحمیل می‌کند، می‌فرماید که این کار را انجام بده، چه مطلبی در آن نهفته است؟! آیا امام درحالی‌که در مورد حج استحبابی این‌طور می‌فرماید، در مورد حج واجب چنین مطلبی را نمی‌فرماید؟! حالا اگر ما فرض کنیم که روایات هم اصلاً مطلق هستند، درحالی‌که بعضی از روایات در مورد حج واجب هستند نه در مورد حج استحبابی. چرا باید یک ‌فقیه به خودش اجازه دهد که بگوید: «در مورد حج استحبابی حکم این‌گونه است ولی در مورد حج واجب نیست». یعنی واقعاً متوجه نمی‌شوم و نمی‌توانم این مسئله را درک کنم که امام تحمل این دین را نسبت به یک امر استحبابی تأکید کند، آن‌وقت نسبت به امر واجب بفرماید که باید صبر کنی تا هروقت که مستطیع شدی به حج بروی؛ هروقت که آسمان شکافت و کوزه‌ای از آنجا آمد و شکست و در آن سکه‌های طلا پیدا شد، آن موقع بعد اللتیا و التی، یک استخاره هم بگیر و اگر خوب ـ شش‌تا ـ آمد؛ بدون زحمت با هواپیمای فِرْست کلاس مشرف شوی و زمین خدا را...!

    1.  تهذیب الاحکام، ج 5، کتاب الحج، باب 26، ح 180.
    2.  وسائل الشیعة، ج 11، ابواب وجوب الحج و شرائطه، باب 50، ص 141، ح 7.
    3.  وسائل الشیعة، ج 11، ابواب وجوب الحج و شرائطه، باب 50، ص 142، ح 8.
/ 380