اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت حج استحبابی از منظر روایات

14٬108
فقه
حج نیابتی

اهمیت حج استحبابی از منظر روایات

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت حج استحبابی از منظر روایات

13
  • بنابراین شارع به شما نگفته است که اگر می‌خواهید قرآن بخوانید و ثوابش را به روح رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم اهدا کنید، باید به ترتیب در زمان، از اول سورۀ حمد را شروع کنید، پنج دقیقه که گذشت، سورۀ بقره، یک ساعت که گذشت سورۀ آل عمران و هَلُمَّ جراً تا آخر. شارع می‌گوید که من از تو یک ختم قرآن می‌خواهم، حالا اگر می‌توانی دفعةً واحدة ختم کن اگر نمی‌توانی در دو ساعت انجام بده، من کاری به این ندارم، می‌توانی یک ختم قرآن را در یک دقیقه انجام بدهی، می‌توانی این ختم قرآن را در یک لحظه انجام بدهی!

  • تلمیذ: پس نماز عصر باید در خود زمان نماز ظهر واجب باشد.

  • استاد: حالا کم‌کم! به حکم اللهم بیر بیر تأمل بفرمایید! توجه کردید؟! شارع می‌گوید که من از تو ختم قرآن می‌خواهم، دیگر خودت می‌دانی، یک وقت زبان شخصی تند می‌گردد، یک وقت زبان شخصی کُند می‌گردد، آن کسی که زبانش کُند می‌گردد بیچاره ....

  • یکی از این رفقا بود که بیچاره خیلی سواد هم نداشت، یک آدم عادی معمولی بود که فارسی را به‌زور حرف می‌زد، حالا می‌خواست قرآن بخواند، ببینید چه بر سرش می‌آمد؟! او دستور داشت که شب‌ها سورۀ واقعه را بخواند؛ مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ به ایشان فرموده بودند که شب‌ها در نمازت سورۀ واقعه را بخوان؛ به سورۀ واقعه گفته بودند: «وَقَعِة»، این بدبخت خیال کرد که ایشان می‌گویند: «بقره!» سورۀ وقعة را بقره شنیده بود! من دیدم در دو رکعت نمازش مرتباً سورۀ بقره را می‌خواند! خواندن بقره برای ما دو ساعت طول می‌کشد، این بدبخت سه ساعت! یک شب به او گفتم: فلانی چرا بقره را می‌خوانی؟! گفت: «من دستور دارم»، گفتم: والله من با چهل سال سن ندیدم که پدرم به کسی دستور سورۀ بقره بدهد، گفتم: راست می‌گویی؟! گفت: «بله». با خودم گفتم که بروم تا ببینم که قضیه چیست! گفتم: چند وقت است که می‌خوانی؟! گفت: «من سه ماه است که می‌خوانم!» گفتم: بدبخت! زودتر می‌آمدی به من می‌گفتی تا برای تو راه حلی پیدا کنم! خلاصه مشرف شدیم و گفتیم: آقاجان شما به کسی گفته‌اید که سورۀ بقره را بخواند؟! گفتند: «نه‌خیر! چه کسی؟!» گفتم: فلانی. گفتند: «نه، من چنین حرفی نزده‌ام.» گفتم که او می‌گوید: «آقا به من گفته‌اند در نافلۀ نماز عشاء، سورۀ بقره را بخوان!» آقا خندیدند! من دیدم که دستشان را گرفتند [و خندیدند]، گفتند که من می‌گفتم که سورۀ وقعه را بخوان! حالا ما قرآن را تند می‌خوانیم، او اصلاً قرآن هم بلد نبود، دیگر چه به سرش آمد! البته خوب بود، برای سلوکش خیلی خوب بود! لازم داشت! گفت که سه ماه است که می‌خوانم! به من گفتند که برو و به او بگو که من سورۀ وقعه را گفته‌ام حالا سه ماه سورۀ بقره را می‌خواند! لابد بیچاره بقره را حفظ شد! سه ماه، هر شب چه به سرش آمد!

/