اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت حج اجیر

14٬061
فقه
حج نیابتی

کیفیت حج اجیر

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت حج اجیر

4
  • در این روایت امام علیه السلام می‌فرمایند که حجشان تامّ است. این کلام در اینجا مطلق است؛ یعنی هردو مورد را شامل می‌شود که خود اجیر مستطیع است و همین‌طور اجیر مستطیع نیست؛ اگر او را نیاورند، پول ندارد و در همان شهر خودش می‌ماند و کارش را انجام می‌دهد و اشتغال خودش را دارد. یا فرض کنید که آن جمّال پول ندارد تا به مکه بیاید، فقط ده یا پانزده‌تا شتر دارد و از شترهایش ارتزاق می‌کند، پول به او می‌دهند و او را می‌آورند و اگر نیاورند خودش نمی‌تواند تنها پول دهد و به مکه بیاید و یا پول شترها را بدهد، بالأخره شتر کار و زحمت و خرج دارد، این کلام در اینجا به‌عنوان مطلق است.

  • یا اینکه در روایت دیگر که این هم از معاویة بن عمار است، داریم:

  • عن معاويةَ بنِ عمّارٍ قالَ: قُلتُ لأبي عبدِ الله عليهِ السّلامُ: الرجلُ یَخرُجُ في تجارةٍ إلى مكّةَ، أو یَكونُ له إِبِلٌ فیُكْريها حَجَّتُه ناقِصَةٌ أم تامّةٌ؟ قالَ: «لا، بل حجَّتُه تامَّةٌ».1

  • این هم روایت دیگر است که البته ممکن است اینها یک روایت باشند، گرچه به‌عنوان دو روایت ذکر کرده‌اند، چرا می‌توانند یکی باشند؟ درنظر داشته باشید این یک نکتۀ خیلی دقیق است، در بسیاری از موارد وقتی که راوی مطلبی را از امام سؤال می‌کند این‌طور نیست که دو دفعه از امام سؤال کند مثلاً معاویة ‌بن ‌عمار یک ‌دفعه سؤال می‌کند، گرچه این روایات در اینجا نشان می‌دهند که دو دفعه سؤال کرده است ولی دو دفعه سؤال نکرده است. ممکن است که روایات اختلاف داشته باشند ولی باید بدانیم که در واقع اختلاف نیست.

  • وقتی که راوی مطلبی را از امام می‌پرسد و حضرت بیان می‌فرمایند، راوی که ضبط صوت ندارد بلکه آن را در ذهن خودش نگه می‌دارد و برای مردم، رفقا و دوستانش بیان می‌کند. گاهی اوقات تمام آنچه را که امام فرمودند، موبه‌مو بیان می‌کند و این افراد خیلی کم هستند. معمولاً خیلی از افرادی که پیش امام می‌آمدند با خودشان کاغذ و قلم نمی‌آوردند بلکه به مطلب امام توجه می‌کردند و بعد همان مفهوم را به دوستانشان و به افراد منتقل می‌کردند. ممکن است در انتقال آن، هردو شِقّ یک مطلب را نقل کند. ممکن است در انتقال قضیه‌ای که می‌خواهیم نقل کنیم مثلاً برای خود بنده اتفاق می‌افتاد، گاهی اوقات یک قضیه را دو یا سه مرتبه نقل می‌کنم، حالا در یکی از این نقل‌ها یک ‌تکّه می‌افتد، رفقا می‌گویند: «مثل اینکه این داستان شما این یک‌ تکّه را دارد»، می‌گویم که بله این تکّه را هم دارد، حالا یادم رفته است یا اینکه مثلاً توجهی نکردم چون خیلی مورد نظرم نبود، به‌تفصیل و جداجدا نقل نکردم، این قضیه هم همین است یا به‌خاطر یک مصلحت یک وقت تکّه‌ای از یک قضیه را در یک جا نقل می‌کند و در جای دیگر ‌تکّۀ دیگر را نقل می‌کند.

    1.  وسائل الشیعة، ج 11، ابواب وجوب الحج و شرائطه، باب 22، ص 59، ح 4.
/ 380