جلسه ۱۵۳
4اما اینکه حالا امیر المؤومنین چطور حتی این کار را نکردند.، خب لابد حضرت هی احتمال میدادند که حالا مثلا فرض بکنید که شاید یک فرصتی باشد، ؛ چون اگر قطعاً حضرت بدانند که نماز قضا میشود خب تکلیف این است، تکلیف همینطور است ایمائاً، حالا برای چه حتی...ی اللهاللَه اکبر هم نمیگوید که پیغمبر بلند شود. در همان حالی که نشستند نماز یواش نماز هم بخوانند، ولی معلوم میشود که هی احتمال اینکه رسول خدا از خواب بلند شوند را میدادند که نماز را به همان چیز [صورت] عادی خودش بخوانند، ولی یک مرتبه یک دفعه در بزنگاهی پیغمبر از خواب بلند شدند و دیگر دیدند بخواهند بخوانند قضا است، قضا نشده بود ولی دیگر در شُرف بود.
حالا اینجا نکته اینجاست که میگویند: یا علی نماز خواندی؟ حضرت میفرمایند: نه نماز هم نخواندم.،
و حضرت فرمودند که خب پس بخواه که خورشید بایستد و تو نمازت را چیز کنی و نمازت را ادا بکخوانی. ـ و البته نمیدانم جملهای هست یا نه که: وصی نباید نمازش قضا بشود. مثل اینکه یک همچنین جملهای داریممثل اینکه داریم،.
بنده مطمئن متیقن نیستم ولی به نظرم یک همچنین مسئلهای هست، که البته داریم مثلا وصی نباید در زمین که مثلا خصوصیاتی داشته باشد بخواند ولی یکیش این هم است ـ که امیر المؤومنین بلند شدند و خواستند و ... حالا شاید دیگر علتش اینست که مردم بفهمند که این طرف کیست، آن کسی که یک همچنین وضعیتی دارد، دنبال چه کسی باید رفت، دنبال این رفت یا دنبال سایر افراد؟.
خب بالاخره بایستی که علامتهایی است باشد که مردم بدانند، همه چیز برای افراد از طریق قوای عقلانی و ادراکات نفسی حاصل نمیشود، اینها یک چیزهایی است که برای هر کسی در هر مرتبهای که هست حجت تمام است. سلمان و اویس و اینها ... به ردّ الشمس و قلعه خیبر و اینها [کاری]نیاز نداشتند اینها میآمدند به امیرالمؤمنین یک نگاه میکردند و امیر المؤومنین میکردند و تا ته قضیه را میخواندند. ولی خب این مسئأله برای همه که نیست، افراد در از مرتبه منظر درک و شعور متفاوت هستند، و امام باید خودش را بشناساند به عنوان امامت باید خودش را برای همه افراد بشناساند.

