جلسه ۱۵۳
2یک وقت یک عبارتهای عجیبی در صحبتهای مرحوم آقا [بود]، من گاهی میشنیدم یک وقتی گوش میدادم، الان خیلی مدتی است که توفیق این قضیه از ما سلب شده، صدای ایشان و صحبتهای ایشان از ما سلب شدهرا، خیلی هم دلم میخواهد که این ممارست را داشته باشم ولی خیلی وقت است که این توفیق را نداشتیم.
یک وقت ایشان مطالبیچیزهایی در صحبتهایشان میگفتند، یک مطالبی میگفتند، از آن مطالب کلیدی بود برای ما برای ما، واقعاً هم همینطور است؛ اصلاً این ...6:33مُخ و اساس شریعت و دین و فقاهت و اجتهاد و استنباط در آن بود، تا این حد.، مطالب کلیدی که آدم، یکی از آن مطالب کلیدی ها این بود:، داستان پیغمبر را که خوابشان برد در ردُّ الشمس که چیز شده بود، که پیغمبر تکیه داده بودند به امیرالمؤمنین تکیه داده بودند و خوابشان برده بود، و امیرالمؤمنین هم نماز عصر را نخوانده بودند؛ ـ حالا چون آن موقع نماز عصر را به وقتش میخوانند مثل ما نبودند که ظهر و عصر را با هم به دو دقیقه، هشت رکعت را بخوانیم و دیگر بگوییم آن آخ جون راحت شدیم خواندیم دیگر!، نه، آن ظهر را در وقتش با هم میخواندند در وقتش عصر هم در وقت خودش.، عصر هم که خب دو ساعت و نیم از ظهر است در روزهایی چیز که اینطور میرود و اینها،. شایدم هم مثلاً هوا چیز بوده که موقع زمستان بوده، که زود آفتاب میزده. ـ.
بعد میآیند و امیر المؤومنین میبینند که نمازشان را نخواندند و پیغمبر هم خوابشان برده و بخواهند بلند شوند پیغمبر از خواب بیدار میشود ایشان هم تکیه داده بودند و خسته بودند.، بعد یک دفعه حضرت بلند میشوند میبینند که امیر المؤومنین چیز شده و...9:17...، اصلاً جالب و عجیب است که یک دفعه اول چیزی که میگویند: یا علی نمازت را خواندی؟ نگاه به [آسمان]چیز میکنند.، میگوید: نه نخواندم، نماز عصرم را نخواندم.، خورشید هم دیگر داشته [[چیز غروب] میکرده.، لابد شایدلابد حضرت تا بخواهند بروند و حالا یا وضو داشتند و یا نداشتند، تجدید وضو بکنند برای نماز و اینها این چیز میشد قطعاً قضا میشد.،

