اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۳

0
فقه
حج نیابتی

حج نیابتی - نکاتی مهم در باب حج و احکام آن من جمله حج نیابی - 1435-12-17

نسخه عربی

جلسه ۱۵۳

3
  • خب حالا از نظر حالا ما در اینجا از نظر ظاهر حکمی که داریم این است که خب مثلا فرض کنید که می‌‌شود که چیز کنیم مثلاً این‌طور در همان حال خب انسان می‌شود نماز بخواند نماز را با ایماء و اشاره‌‌.، ای اگر اینقدر خب چون ما خیلی نماز چون برایمان مهم است، از خود پیغمبر و خدا هم مهم‌‌تر است! این‌‌جوری می‌‌کنیم، ....10:54یک (سرفه می‌‌کنیم) جوری طوری که رسول خدا بلند شود. ...گفتند یا رسول اللهاللَه ببخشید من چون نماز نخوانده بودیم و دیگر چیز شدیم ... ما این‌‌طجوری هستیم دیگر، یعنی فقه ما این را می‌‌گوید:، ...11:05 این‌‌جوری تکان بده پیغمبر را بخوان و...! بابا نمازمان دارد فوت می‌‌شود، ! آسمان دارد به زمین می‌‌آید،! همه. ملائکه دست به سینه ایستاده‌‌اند نماز ما یکی را ببینند!. 

  • حالا به حسب ظاهر حالا اگر نه! ما برای نمازمان غلظت عزت و احترام قائل نباشیم که بخواهیم پیغمبر را از خواب بیدار بکنیم حداقلش این است که در همان حال می‌‌خوانیم، ؛که مثلا حالا فرض کنید که اگر موردی مشابه بود.و این خیلی چیز عجیبی است که چطور انسان باید بداند که مفهوم و حقیقت و ... مغزای12:22 شریعت چیست، و این ملاکات چگونه موجب تبدل احکام و تغیر و تحول احکام می‌‌شود.

  • اگر پدر شما یا مادر شما یک هم‌‌‌چنین قضیه‌‌ای اتفاق افتاده که فرض بکنید که شما باید باشید یعنی بالای سرش باشید یا مثلا هم‌‌‌چنین مسئله‌‌ای حالا یا خوابش برده یا بالاخره جوری طوری که شما نمی‌‌توانید. خب ما در اینجا وظیفه‌‌مان این اهست که در همان حال بخوانیم حتی ایمائاًئا انسان بخواند، وظیفه هم این است، : اللهاللَه اکبر ... در هر وقتی وظیفه یک چیزی است، نه اینکه مثل بقیه بعضی‌‌ها بگویند احتیاط این است که بعد هم قضا کنند. چه احتیاطی؟ هیچ احتیاطی [نیست.]

  • بنده در یک حالتی بودم که اصلاً تکان نمی‌‌توانستم بخورم و همه لباس‌‌مان و فلان وو این چیزها، خلاصه اصلا نه قبله‌‌اش معلوم نبود نه نمی‌دانم چی بودم هیچی اصلا،. دیدم وقت نماز صبح است، نه می‌‌توانستم بدنم را تکان بدهم و نه می‌‌توانستم دستم را حتی بزنم روی چیزی به عنوان تیمم؛ چون هیچ اختیاری نداشتم، همان‌‌طورجا من نماز صبحم را خواندم، همان زبانم هم که کار می‌‌کرد، ...از اینجا به پایین هیچ کار نمی‌‌کرد، زبانمان می‌‌چرخید،، و قضا هم نکردم نه قضا کردم بعدش نه هیچی، تکلیفم هم در آن وقت آن بود تا حالا هم قضا نکردم.