اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت حج نیابی (3)

14٬066
فقه
حج نیابتی

حج نیابتی - کیفیت حج نیابی (3) - 1435-12-16

کیفیت حج نیابی (3)

توضیحات:

حج نیابتی - کیفیت حج نیابی (3) - 1435-12-16

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت حج نیابی (3)

6
  • بنابراین وقتی نگاه می‌کنیم که ادله‌ای مُثبت برای دخول شهر با السنۀ متفاوته بیان شده‌اند از اینجا می‌فهمیم که اینها موضوعیّت ندارند و عنوان مشیر هستند. یا مثلاً در مورد صلاة مسافر، چه زمانی حکم صلاة شخصی که خارج از وطن و بلد است متبدل به قصر می‌شود؟ وقتی که صوت اذان در آنجا مختفی باشد.1 این اختفاء صوت اذان نیاز به مسافت مخصوصی دارد؛ مثلاً اگر آدم یک کیلومتر یا دو کیلومتر برود دیگر صدای اذان را آن‌طور که بایدوشاید نمی‌شنود شاید فقط دادی، صدای بلندی بشنود تازه اگر گوشش خیلی تیز باشد. ولی در ادله‌ای داریم که اختفاء بلدان شرط است ـ مطلب را برعکس گفتم ـ اختفاء بیوت و ابنیه از رؤیت شخصی که در خارج است. چون هرچه می‌رود خفاء بلدان نمی‌شود شاید چند فرسخ هنوز نیاز داشته باشد تا اینکه از دید مختفی شود، بله! باید پنج فرسخ برود تا دیگر دیوار شهر یا سور بلد را نبیند. وقتی می‌بینید شارع در کنار اختفاء بلد خفاء صوت اذان را هم ذکر کرده است ـ فاصلۀ خفاء صوت نزدیک‌تر است و نیازی به پنج فرسخ نیست، دو کیلومتر هم که بیرون بیاییم دیگر صدایی را نمی‌شنویم ـ متوجه می‌شوید که همۀ اینها جنبۀ عنوان مشیر دارند وگرنه اشکال پیدا می‌شود. چون خفاء صوت اذان خیلی زودتر محقق می‌شود تا خفاء رؤیت بیوت، ابنیه، سور بلد و امثال‌ذلک. پس در واقع اینها عنوان مشیر می‌شوند.

  • وجود مصادیق فراوان از عنوان مشیر در فقه

  • ما در فقه موارد زیادی عنوان مشیر داریم؛ از جمله مواردی که جنبۀ عنوان مُشیر دارد مسئلۀ «فَصُومُوا لِرُؤْیَتهِ وَ أَفْطِرُوا لِرُؤْیَتِهِ» است.

  • یک وقت در شب زمستان در زمان سابق ـ زمان شاه ـ ما به همراه مرحوم والد ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در منزل مرحوم آقای گلپایگانی ـ رحمة ‌الله‌ علیه ـ بودیم؛ آقا شیخ لطف‌الله صافی و اخوی‌شان مرحوم آیةالله آقا شیخ علی هم حضور داشتند. اتفاقاً مسئلۀ رؤیت هلال مطرح شد آیةالله حاج شیخ لطف‌الله صافی چیزی نمی‌گفتند ولی اخوی ایشان آقا شیخ علی ـ رحمةالله‌علیه ـ که خیلی مرد خوب و خیلی آدم خوش‌نفسی بود و از وجناتشان پیدا بود که آدم صاف و بی‌شیله و پیله‌ای بود و نیّتش هم نیّت صافی بود. ایشان با مرحوم آقا صحبتی کردند که اتفاقاً من از صحبت او خوشم آمد. مرحوم آقا می‌فرمودند که جنبۀ رؤیت موضوعیّت دارد و ایشان می‌گفتند که نمی‌توانیم بگوییم که موضوعیتش موضوعیت تام است، باید یا نفس رؤیت باشد و یا اینکه مترتّب بر رؤیت باشد؛ مثلاً در شهادت عدلین یا شیاع و امثال‌ذلک که اینها مترتّب بر رؤیت است. ایشان می‌خواستند قدری دایره را وسیع‌تر قرار بدهند. آقای شیخ لطف‌الله گلپایگانی هم صحبت نمی‌کردند گوش می‌دادند فقط بحثی بین مرحوم والد و مرحوم آقا شیخ علی در آنجا پیش آمد. من خیلی به این مسئله توجه نکردم. اتفاقاً در همان زمانی که ما این بحث را پیش مرحوم آقا می‌خواندیم نظرم این بود که اینها همه جنبۀ کشفی دارد و عنوان مشیر هستند. من در آنجا گفتم که ـ خلاصه نخود وسط آش که می‌گویند این است ـ همۀ اینها عنوان مشیر هستند. مرحوم حاج شیخ علی خیلی خوشش آمد که این جوجه هم این وسط دارد اظهار فضل و لحیه می‌کند! لحیه زیادی هم نداشتیم!

    1. جهت اطلاع بیشتر به وسائل الشیعة، ج ۸، ابواب صلاة المسافر، باب 6، ص 4۷۱ رجوع شود.
/ 380