کیفیت حج نیابی (3)
توضیحات:
حج نیابتی - کیفیت حج نیابی (3) - 1435-12-16
کیفیت حج نیابی (3)
3وجوب اطلاقی امر به معروف و نهی از منکر
در سایر موارد مانند: امر به معروف و نهی از منکر، وجوبشان اطلاقی است؛ ولی شرط وجودشان عبارت است از تحقق موضوع و مورد برای انسان. همینطور نسبت به سایر موارد و رفع قضاء حاجت مؤمن که وجوب آن هم اطلاقی است؛ البته مانند خیلی از چیزها به شرایط آن بستگی دارد. بهطورکلی در احکام، موارد خیلی کمی واجب مشروط داریم؛ یعنی اکثر مواردی را که فقهاء بهعنوان واجب مشروط ذکر میکنند همۀ اینها واجب مطلق هستند. شرط، شرط وجود است، یعنی فقهاء شرط عقلی را شرط برای تحقق وجوب تلقّی میکنند و این مسئله محل تأمل است.
علیٰکلِّحال مسئله در اینجا هم به همین کیفیت است؛ اگر شخصی در زمان حیاتش قاصراً یا مقصّراً نتوانست به حج مشرف شود باید در سنوات آتیه اقدام کند. حال اقدام او به چه نحوی است؟! آیا اقدام کردن در حج نیابی به همان نفس کیفیتِ تحقق استطاعت است یا اینکه بأیِّنحوٍکان واجب است که حج را انجام دهد، گرچه کیفیت استطاعتش فرق کند. مثلاً اگر کسی قصد سفر حج را با ماشین داشت و استطاعت برای سفر و تحصیل مقدمات به این کیفیت بود حالا در سال بعد نمیتواند بگوید که من به این کیفیت مستطیع نیستم چون استطاعت به من با ماشین، تعلق گرفته است اما حالا که استطاعت با طیاره است من پول ندارم یا اینکه اگر در سال بعد برای طیاره استطاعت نداشت مثلاً بلیط گران شده بود، در اینجا تفاوتی نسبت به این مسئله ندارد.
گرچه بعضی به این مسئله قائلاند که آن وجوب نسبت به تحقق استطاعت هم آمده است یعنی وقتی که شارع حج را واجب کرده است با این خصوصیت واجب کرده است یعنی بهنحوهای که الآن برای او تحصیل استطاعت شده است و اگر از او قاصراً یا مقصّراً فوت میشود به همان نحو و کیفیت باید حج انجام شود چون حج در چنین وضعیتی مورد نظر شارع بوده که عرض شد این مسئله محل تأمل است. چون حجی را که شارع واجب کرده است، متعلق وجوبش تحصیل مقدمات نیست بلکه متعلق وجوب، نفس اتیان عمل است. همانطوریکه ما این مطلب را در سایر واجبات ملاحظه میکنیم ولی میبینیم که در کیفیت تحقق واجب و مکلفُبه شرایط مختلف است؛ اختلاف شرایط مربوط به کیفیت تحقق واجب در ظروف و شرایط خاص است که تحقق واجب به شرایط خاص ارتباط دارد. اما متعلق امر شارع نفس اتیان آن عمل است؛ مولا انجام آن مکلفُبه و مأمورٌبه را در تحت شرایط خاص نمیخواهد، إلاّ شذَّ و نَدَر که رأی مولا هم به ترتیب مقدمات بهنحوِ خاص تعلق گرفته باشد که باید به آن نحوه این مسئله را انجام داد؛ یعنی در واقع برای امر در اینجا دوتا متعلق وجود دارد؛ یکی متعلق به خود مأمورٌبه است و دوم متعلق امر بهعنوان یک امر جدا به ترتیب مقدمات علیٰ نحو خاص است.

