کیفیت حج نیابی (2)
توضیحات:
حج نیابتی - کیفیت حج نیابی (2) - 1435-12-12
کیفیت حج نیابی (2)
10تلمیذ: بعد از شیخ انصاری همۀ فقها جملۀ شرطیه را مثال میزنند و مثلاً میگویند که در جملۀ إذا دخل الوقت فَصَلِّ، دخول وقت قید برای وجوب و واجب مشروط است نه وجود و میگویند که ظهور دارد.
استاد: إذا دخل الوقت، قید برای وجود است نه قید برای وجوب. وقتی که داریم: ﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا﴾1 چطور میگویید که نماز قید برای وجوب است؟! یعنی وقتی که شرط باشد شما میتوانید رفع قیدیّت و شرطیّت کنید. از کجا چنین مسئلهای را انسان میتواند استنباط کند؟! وقتی که ما ادلّۀ دیگری در این زمینه داریم بر اینکه شخصی که نتواند نمازش را در وقت بخواند، باید بعداً قضایش را بهجا بیاورد معلوم میشود وجوب بوده است چون اگر وجوب و امر نباشد قضا چه معنایی دارد؟! شما باید بگویید که یک امری ملاک بوده است و آن امر هم موجود است ولی آن امر مشروط به علم است، این شخص حالا علم ندارد ولی بعداً باید قضا کند. اگر ملاک نباشد دیگر قضا معنا ندارد و لغو میشود. مثل اینکه شرطِ برای نماز آیات برای شما واقع نشود مثلاً در طهران میخواهد زلزله بیاید، به شما میگویند و یقین هم دارید که ساعت چهار و نیم بعد از ظهر در طهران زلزله میآید شما صبح طهران هستید، بلند میشوید و به اصفهان میروید، نتیجتاً در طهران زلزله را درک نکردهاید؛ لذا نماز آیات برای شما واجب نیست چون این دست خود شماست. ولیکن نسبت به صلاة و ادلهای که داریم: «الصلاةُ لا یترک بِحالٍ»2 و آیه شریفۀ ﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا﴾ این حکمِ واجب مطلق را پیدا میکند. وقتی که واجب مطلق شد؛ بنابراین قیدها، قید وجودی هستند نه وجوبی.
تلمیذ: اینکه اهل تشیّع دخترانشان را به اهل تسنّن میدهند چگونه است؟!
استاد: حرام است و اصلاً عقد باطل است.
تلمیذ: در مواردی که آن شخص اهل صدق، وارسته، درستی و پاکی هست و هیچ مورد خلافی از او سر نزده است و ادراکی از مسئله ندارد ولی از نظر علمی نتوانستیم او را قانع کنیم؛ حکم چگونه است؟
- سورۀ نساء (4) آیۀ 103. انوار الملكوت، ج 1، ص 117، تعليقه 1:
«نماز (از جانب خداى تعالى) بر اهل ايمان در وقت معيّن واجب شده است.» - الکافي، ج ۳، ابواب الحیض، باب النفساء، ص ۹۹، ح 4، با قدری اختلاف.
- سورۀ نساء (4) آیۀ 103. انوار الملكوت، ج 1، ص 117، تعليقه 1:

