کیفیت حج نیابی (1)
توضیحات:
حج نیابتی - کیفیت حج نیابی (1) - نکتهها و گفتههای استاد: بحث تشیّع مامون - 1435-12-06
کیفیت حج نیابی (1)
5حالا آیا این قضیه به سایر موارد حکمالله هم سرایت میکند یا سرایت نمیکند؟! اینها همه فروعات برای این قضیه است، موارد در حال گسترش است. فرض کنید که یک نفر از دنیا رفته است، خمس یا زکات بر ذمّۀ او است و ورثه هم اهل خمس نیستند، یعنی خودش اهل خمس و زکات نبوده است و الحمدلله و بحمدالله آنهایی هم که به دنیا آورده است، هیچکدام اهل خمس و زکات نیستند! شخصی که الآن دِینی از این ورثه دارد، آیا باید مال را به ورثه بپردازد؟ یا اینکه شرعاً واجب است که از طرف او خمس و زکاتش را بپردازد؟ یا مثلاً در موارد دیه؛ دیهای بر گردن او است که باید به او بپردازد ولی نتوانسته بپردازد. ببینید این مطلب در اینجا گسترش پیدا میکند و باید این مطلب مورد توجه قرار بگیرد.
اما در مسئلۀ حج میقاتی همانطوریکه خدمت رفقا عرض شد در این قضیه اوّلاًبلااوّل، باید در این مسئله دقت شود که آنچه را که بر ذمّۀ شخص است آیا صَرف مئونه برای اتیان حج است؛ یعنی واجب بالذات بر صَرف مئونه تعلق گرفته است یا وجوب بر نفسالحج و صرفالوجود حج تعلق گرفته است؟! کدامیک از اینها میباشد؟ آنچه بهنظر میرسد، صَرف مئونه از باب وجوب مقدمی است و وجوب ذاتی ندارد مثلاً شخصی که استطاعت دارد ولی صَرف مئونه نمیکند، یعنی بهجای اینکه پول خرج کند، پیاده میرود، حجش درست است، پول خرج نمیکند تا گران تمام نشود! میگوید که میتوانیم پیاده برویم و لاغر هم بشویم و ورزش هم بکنیم! این قضیه ایراد و اشکالی ندارد. نمیدانم چرا این مسئله انصراف به مورد خاص دارد! آیا رُبَّ شُهرَةٍ لا اصلَ لَها است یا واقعیتی است! وقتی نگاه میکنیم میبینیم که اصل حج واجب است، یعنی لازم نیست انسان به ادلّه مراجعه کند. نفسِ سرد کلام در وجوب حج، اقتضای وجوب ذاتی برای نفس صرفالوجود حج میکند. لذا در موارد مختلف داریم برای کسی که مستطیع است، این استطاعت بایِّنحوٍکان حاصل شود، حج واجب میشود؛ بذل مال باشد یا او را مهمان کنند یا پولی ندارد ولی او را در ضمن رفقه و حملهها ببرند یا بهعنوان پزشک، مستخدم و آشپز ببرند یا شخصی به حج میرود که در راه کار کند و مخارجش را تحصیل کند، حج در تمام این موارد بر اینها واجب میشود. اگر یک نفر را بهعنوان تبعید به مکه ببرند، حج بر او واجب میشود و دیگر لازم نیست به شهرش برگردد و از شهرش دوباره بیاید! چقدر خوب است که آدم را به مکه تبعید کنند! همینکه او را تبعید میکنند؛ یعنی میتوانید حج انجام دهید، عمره انجام دهید، زیارتالنبی انجام دهید. مثلاً وقتی که شما میخواهید تحصیل طهارت مائیه کنید، باید فحص کنید و مسافتی را طی کنید، حالا بهجای اینکه به آنجا بروید یک نفر از آنجا آب را میآورد و جلوی شما میگذارد. حالا شما بگویید که من خودم باید به آنجا بروم و تحصیل آب کنم والاّ وضوی من باطل است! این کلام صحیح نیست چون وجوب تمام اینها، وجوب مقدمی است. در وجوب مقدمی تحصیل نفس مقدمه واجب نیست بلکه تحصیل مقدمه برای حصول ذیالمقدمه است که وجوب پیدا میکند. لذا اگر کسی پول ندارد و دفعتاً حکمی برای او بیاید که شما باید یک ماه در عربستان و در مکه به فلان مسئله بپردازید، همینکه چنین حکمی آمد، حج بر او واجب میشود گرچه برای تنفیذ حکم حرکت میکند ولی این بهجای خود باقی است. مثل اینکه وقتی به آنجا میرود آیا نمازش تغییر پیدا میکند؟! نه! در طول یک ماه که در آنجا هست، باید همین نماز را بخواند!

