اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حکم قرائت قرآن در نماز از روی مصحف

14٬073
فقه

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-11-27

بررسی حکم قرائت قرآن در نماز از روی مصحف

توضیحات:

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-11-27

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حکم قرائت قرآن در نماز از روی مصحف

9
  • یا مَن تُحَلّ بِهِ عُقَدُ المَکارِهِ، و یا مَن یفْثَأُ بِهِ حَدّ الشّدائِدِ، و یا مَن یلْتَمَسُ مِنهُ المَخرَجُ إِلَى رَوحِ الْفَرَجِ ذَلّتْ لِقُدْرَتِكَ الصّعابُ، و تَسَبّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسبَابُ، و جَرَى بِقُدرَتِكَ الْقَضاءُ.1

  • بخواند؟! واقعاً عجیب است، بزرگان این دعا را در قنوت می‌خواندند. این نماز ارتباطش بیشتر است یا اینکه بگوییم: «اللهمَ صلِّ علیٰ محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و اغفِر للمؤمنینَ و المؤمنات و المسلمینَ و المسلمات الأحیاءَ منهم و الأموات»؟! این چه تفکری است که می‌گویند: «هیئت صلاتیّه در این نماز حفظ می‌شود اما در آن نماز ازبین می‌رود»؟! واقعاً چه تفکری است که ما را به اینجا می‌رساند که ما چنین تصوری کنیم؟! آیا جز این است که ما هیچ فهم و برداشتی از نماز، جز یک حالت تصنّع، تحجّر، خشک و دکور نداریم؟! این مسئله همان جنبه‌ای است که می‌گوید: «در﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ قصد حکایت کنید»، همان است که می‌گوید: «در ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾، ﴿قُلۡ﴾ خطاب به پیغمبر است و ما قصد حکایت می‌کنیم؛ خدا به پیغمبر گفت: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾، ما هم همان را می‌گوییم وگرنه به ما چه ربطی دارد؟! خدا به ما که نفرموده است بلکه به پیغمبر فرموده است! از باب اینکه حکایت مَنقول إلی النَّبی مِن الله است، برای ما موجب جواز است و اگر خودمان بگوییم: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾، خودمان مخاطب برای این نقل قرار می‌گیریم؛ لذا نماز اشکال دارد»! این همان طرز فکر است که می‌گوید: «اگر در نماز به‌جای ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ سورۀ بقره خواندی، هیئت صلاتیّه ازبین می‌رود»؛ یعنی نماز بی‌ارتباط است و به‌جای اینکه با خدا ربط برقرار کنی... ! ما که نماز را با سور قصار می‌خوانیم به‌خاطر این است که حوصله نداریم، کار داریم، زندگی داریم، مطالعه داریم، خواب داریم، خوراک داریم وگرنه افرادی که در سابق و در زمان پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بودند، حکایاتی از آنها نقل شده است که نماز مغرب می‌خواندند و تا موقع عشاء طول می‌کشید، عشاء می‌خواندند تا مدت طولانی طول می‌کشید، هر سجدۀ آنها یک ربع یا بیست دقیقه طول می‌کشید2 ولی الآن وضعیتی است که سجده جرم محسوب می‌شود و اگر انسان مقداری سجده را طولانی‌ کند، می‌گویند که درویش و صوفی شده است، چرا سجده‌اش طول کشید؟ درویش نشده است، ریش خود را دراز نکرده است، پیش خود را دراز نکرده است! هیچی! همه چیز سر جای خود منظم و مرتب است، این بدبخت فقط دو ‌مرتبه «سبحان الله» اضافه گفته است! فقط دو مرتبه ذکر نماز را اضافه گفته است، آسمان به زمین آمده است؟! دلش می‌خواهد حال سجدۀ خود را بیشتر ادامه دهد مگر گناه کرده است؟! جداً مگر گناه کرده است؟! این مطلب برای بسیاری از قفل‌ها و درب‌های بسته و نیمه‌باز و برای شبهات یک کلید است که انسان می‌تواند با این مطلب به آنها برسد.

    1.  مصباح (للکفعمی)، ج ۱، ص۲۳۳؛ صحیفة السجادیة، ج 1، كانَ مِن دُعائِهِ علیه السلام إِذا عَرَضَتْ لَهُ مُهِمَّةٌ أَو نَزَلَتْ بِهِ، مُلِمَّةٌ و عِندَ الكَربِ، ص 5۲.
    2.  تذکرة الاولياء، ج 1، ص 12:
      «اويس را مي‌آرند که در همه عمر خويش هرگز شب نخفت. يک شبي گفتي: هذه ليلة الرکوع و ديگر شب گفتي هذه ليلة السجود .
      يک شب به قيامي بسر بردي، و يک شب به رکوعي، و يک شب به سجودي. گفتند: يا اويس چون طاقت مي داري شبي بدين درازي بر يک حال. گفت: ما خود هنوز يکبار سبحن ربي الاعلي نگفته باشيم در سجودي که روز آيد، خود سه بار تسبيح گفتن سنت است. اين از آن مي کنم که مي‌خواهم که مثل عبادت آسمانيان کنم.»
/