لزوم احرام از میقات
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-07-18
لزوم احرام از میقات
12تلمیذ: اگر فرصت داشته باشد که به میقات اهل برگردد، آیا اولویت ندارد؟! مثلاً کسی که از مسیر جحفه آمده است، آیا برگشتش به جحفه اولویت ندارد؟!
استاد: نفس میقات اولویت ندارد.
تلمیذ: در روایت دارد میقات اهل!
استاد: میقات اهل فقط عنوان مشیر است. حالا بعداً در ارتباط با سایر روایات عرض خواهیم کرد که صرفاً عنوان مشیر است.
مسئلهای در اینجا وجود دارد که مسئلۀ مهمی است و باید این را درنظر بگیریم که ـ در بحث گذشته به این نکته اشاره کردهام ـ ما در روایات و در خیلی از موارد میبینیم که راوی از امام علیه السلام حکمی را سؤال کرده است که در مورد خاص بوده است، نه اینکه بهعنوان یک حکم کلی باشد، پاسخی هم که امام میدهند منطبق با آن است، یعنی راوی گفته که این شخص از دویرۀ اهل بوده و به اینجا آمده است، حضرت هم میفرمایند که به دویرۀ اهل برگردد، این شخص نصف روایت را نقل نمیکند و فقط کلام امام را که میفرمایند: «به دویرۀ اهل برگردد»، نقل میکند. شما هم در اینجا به اشتباه میافتید که حضرت فرمودهاند: «باید به میقات اهل برگردد»؛ یعنی اگر از عراق است، دو ماه راه را برگردد و به آنجا برود. درحالیکه این مسئله فقط مربوط به این شخص است و راوی از مورد مشخص سؤال کرده است، امام هم فرمودهاند که از میقات اهلش باشد. تمام این موارد جنبۀ عنوان مشیری دارد، نه جنبۀ بیان حکم کلی.
طریقۀ دستهبندی روایات مختلف
حالا ما از کجا این مطلب را میفهمیم؟! از ارتباط این روایت با سایر روایاتی که در این رابطه آمدهاند. همانطورکه گفتم باید روایات را دستهبندی کرد؛ یعنی وقتی که مجتهد میخواهد فتوا دهد باید روایات مختلف را دستهبندی کند؛ اول آن روایاتی که جهت کلی، اطلاقی و عام و شمول را میرسانند ـ آنها خیلی مهم هستند ـ دستهبندی کند، بعد یکییکی آن روایاتی که تخصیص و تقیید خوردهاند را در کنار هم قرار دهد، ممکن است کمکم به این نتیجه برسد که این تقیید، در مورد خاص بوده است و جنبۀ مقیّدیّت برای عام یا اطلاق را ندارد مثلاً راوی در یک مورد خاص از حضرت سؤال کرده است؛ حضرت هم براساس همان مورد خاص، حکم خاص را فرمودهاند. اما ما در اینجا حکم عامی را میبینیم که این حکم هم مطلق است و هم از طرفی مقیّد است؛ لذا میگوییم که این حکم، مقیِّد آن حکم عام است، درحالیکه مقیِّد نیست بلکه مورد، مورد خاصی است که حضرت برای آن شخص بیان فرمودهاند و هیچ منافاتی با آن اطلاق و عام ندارد.

