عدم مقبولیت عمل اصحاب
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-07-17
عدم مقبولیت عمل اصحاب
2أعوذ بالله من الشیطان الرَّجیم
بسم الله الرَّحمن الرَّحیم
خدا آقای شاهرودی را بیامرزد ایشان در نجف بودند و عادتشان این بود که وقتی وارد مجلسی میشدند به همۀ افراد سلام میکردند، انگشتشان را همینطور [به یک شکل خاصی قرار میدادند] و اگر یکی با ایشان حرف میزد، انگشتشان را همینطور [بهطرف آنها] نگه میداشتند وقتی جواب او را میدادند دوباره شروع میکردند به سلام کردن، آدم شوخی بودند.
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ دقت نظر ایشان را بر مرحوم آقای خویی ـ رحمةاللهعلیه ـ ترجیح میدادند، مرحوم آقای خویی اهل فلسفه نبودند.
مرحوم آقا میفرمودند:
یک روز غروب داشتم به حرم میرفتم یکدفعه وسط کوچه آقای شاهرودی را دیدم گفت: «آقا سید محمدحسین، بیا اینجا، من قضیهای یادم آمده است که برای خودم خندهدار است ولی برای شما خندهدار نیست! بیا این قضیه را برای شما نقل کنم، من آن خنده را باید بکنم، اگر نکنم سر نماز شروع به خندیدن میکنم!» در کوچه ایستادیم و قضیه را نقل کرد و همینطور شروع به خندیدن کرد! من [با خود] گفتم: این قضیه کجایش خندهدار است؟! حالا شاید در عالم و فضای خودش برایش قضیهای بوده است. (میفرمودند که) خندۀ مفصلی کردند و گفتند: «دیگر راحت شدم! حالا میروم نمازم را میخوانم!»
(ایشان گاهی خانۀ ما میآمدند و ما را دوست داشتند و میفرمودند که) یک روز آقای شاهرودی را به خانه دعوت کردیم. ایشان گفته بودند که برای من فلان غذا را درست کنید؛ غذایی که در آن کشک زیاد بود مثلاً غذای معتدٌبه نبود.
من آمدم و به مادر شما گفتم که شاید بندهخدا خواسته رعایت حال ما را بکند؛ لذا همان خورشت بادمجان را درست کن، لازم نیست آن غذا را درست کنی. مادرت هم خورشت بادمجان درست کرد. سفره را که انداختیم آقای شاهرودی آمد، گفت: «پس آن غذا کجاست؟!» گفتم که آقا شاید شما رعایت حال ما را کردهاید، گفت: «نه، من نخواستم رعایت شما را بکنم، اصلاً من آن غذا را خیلی دوست دارم!» (مرحوم آقا گفته بودند که) حالا این غذا را بخورید، دفعۀ دیگر که آمدید میگویم که بچهها برایتان کشک فلان را درست کنند!

