لزوم توأم بودن مباحث علمی با مباحث عملی
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-07-04
لزوم توأم بودن مباحث علمی با مباحث عملی
8اما میدانید چرا این عاشورا، عاشورا شد؟! چون از اول حرکت از مدینه تا بعد از ظهر روز عاشورا که امام حسین علیه السلام شهید شد، ابداً به اندازۀ سر سوزنی توقع نداشت که کسی او را یاری کند!
به من چه ربطی دارد؟! من باید وظیفهام را انجام دهم، کسی یواشیواش در جاده آمد خودش آمده است، من نباید او را بیاورم، من باید وظیفهام را انجام دهم، بالأخره امام حسین علیه السلام امام است و امام هم باید دستگیری کند و باید اعلان کند. میفرماید که آقا من این هستم، نمیفرماید که بیا، میفرماید:
«مَن كانَ باذِلاً فينا مُهجَتَهُ و مُوَطِّناً عَلی لِقاءِ اللهِ نَفسَهُ فَلیَرحَلْ مَعَنا.»1
این روش امام حسین علیه السلام است، اگر نفرماید، خلاف کرده است، پس کار امام چیست؟! این نیست که در خانه بنشیند و بعد هم او را بکشند، اینکه صحیح نیست.
وظیفۀ امام ابلاغ است، تکلیف او رساندن مطلب است، البته وظیفۀ ظاهری او این است، از وظیفه باطنی خبر نداریم که اصلاً کل عالم در ارادۀ او قرار میگیرد و حرکت میکند. بالأخره امام هم وظیفۀ ظاهری دارد، پس نامههایی که حضرت به اینطرف و آنطرف میدهند، برای چیست؟! بگوید: «حالا که من را میخواهند بکشند، هرچه بود دیگر! برای چه افراد را بهدنبال خودم راه بیندازم؟!» امام باید افراد را به آن سمت بکشاند، چطور بکشاند؟! به چه وسیلهای؟! آیا معجزه کند؟! این که هنر نیست، بالأخره کارش باید از همین [طریق] ظاهر باشد، پیک بفرستد، سفیر بفرستد، نامه بفرستد، میان افراد صحبت کند، بفرماید که آقا! بنده این هستم و از راه خودم دست برنمیدارم، تکان هم نمیخورم، بسم الله! کسی هم بخواهد بیاید جلوی او را نمیگیرم! میخواهید، به لشگر یزید بروید بسم الله بفرمایید، میخواهید اینطرف بیایید؟! اینطرف معلوم است، بخواهی بیایی چنین مسائلی دارد! «باذِلاً فینا مُهجَتَهُ» ما اینجا حلوا نمیدهیم! خودم همین هستم، وضع ما «باذِلاً فینا مُهجَتَهُ» است، از حلوا خبری نیست! حلوا در آنطرف هست، حلوای اینطرف تیر و نیزه و شمشیر و امثالذلک است و الحمدلله قسمت خودش هم از همه بیشتر شد! هرچه بر سر اصحاب آمد، چند برابر بر سر امام حسین علیه السلام آمد!
- لهوف، المسلك الأول فی الأمور المتقدمة على القتال، ص 30.

