لزوم توأم بودن مباحث علمی با مباحث عملی
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-07-04
لزوم توأم بودن مباحث علمی با مباحث عملی
6از اینها باید ترسید! خیلی از آدمهایی که سرشان را بالا میکنند و هر کاری هم که دل آنها میخواهد انجام میدهند، نترسید! اگر به شخصی که سرش را پایین میاندازد و میگوید: «خواهش میکنم، اختیار دارید، قابل نیستیم»، بگویید: «بله، ما هم میدانیم قابل نیستید!» جواب میدهد که بیمروت به من میگوید که قابل نیستی! شخص میگوید: خودت گفتی! او میگوید: من بگویم عیبی ندارد، تو نباید بگویی که قابل نیستی! بله ما هم میدانیم!
اتفاق افتاده است دیگر! یکوقت گیر بندهخدایی از همین افراد خواهش میکنمها افتاده بودم، گفتم که بله، من هم میدانم که این موقعیت شأن شما نیست، گفت: «چه گفتی؟!» گفتم: «آقا! یک دقیقه هم نمیگذرد، شصت ثانیه نشد که تو خودت گفتی که ما قابل این حرفها نیستیم! نیستی دیگر، من هم حرف شما را میزنم!» دیگر با ما در افتاد که نهخیر و فلان و... ! گفتم که پس قابل هستی! خواهش میکنم، این موقعیت برای شما خیلی کم هم است، خیلی بالاتر هستید، بله، وجناتش باز شد و نیشش یکذره زیادتر شد!
این قضیه برای چیست؟! آقا سید احمد به او میفرماید که بیچارۀ بدبخت! به حرف من جامۀ عمل بپوشان، عمرت گذشت! آیا بهدنبال این هستی که از من حرف و سند و مدرک داشته باشی و بعد هم بخواهی اینها را نگه داری و نسخهبرداری کنی؟! عمرت در این حرفها رفت! حالا نسخه داشته باشیم و جمع کنیم، به این و آن بگوییم! میبینید! ظاهر، ظاهر است. شراب و عرق و ورق و اینها تبلیغ نمیشود، [اما] همین قضیه او را گیر انداخته است، همین قضیه ما را گیر انداخته است و عمر را از دست میدهیم!
عین مطالبی که الآن خود ما هم [میگوییم]، شخص میگوید: «بله، ما در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در مجالس ایشان شرکت میکردیم، ایشان هم به منزل ما میآمدند، خیلی به ما لطف داشتند!» حالا طرف را در دِه راه نمیدهند، سراغ کدخدا را میگیرد! بنده خبر دارم که تو را اصلاً به خانه راه هم نمیدادند. بله، خیلی به ما لطف داشتند، خیلی به ما ... و ما این را از ایشان شنیدیم! شنیدی که شنیدی! چقدر در مسیر ایشان هستی؟! الآن روش تو با روش ایشان چقدر تطبیق میکند؟! مسائل اعتقادی تو با مسائلی که ایشان طرح کردند، چقدر تطبیق میکند؟!

