اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم توأم بودن مباحث علمی با مباحث عملی

14٬071
فقه

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-07-04

لزوم توأم بودن مباحث علمی با مباحث عملی

توضیحات:

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-07-04

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم توأم بودن مباحث علمی با مباحث عملی

15
  • بعد پرسیدند که این را چطور انجام دهیم؟! گفت: «سه دفعه آب بریزید، سرش را تا پایین بشورید»، گفتند: «حاج آقا! می‌گویند که اولش سدر است؟!»

  • آخوند گفت: «سدر است؟! بله، بله سدر، همان سدر باید باشد!»

  • پرسیدند: «می‌گویند که دوم کافور است؟!»

  • گفت:« بله! این هم مثل اینکه کافور باید باشد، بله، بله! الآن یادم آمد!»

  • بعد پرسیدند: «حالا کفن را چه‌کار کنیم؟!»

  • هرچه فکر کرد کفن هم به ذهنش نیامد! سه‌تکه، یک‌تکه، ده‌تکه، بیست‌تکه است، تکه‌تکه است؟! خلاصه آن را هم نفهمید، آقا مهم همان غسل است!

  • شخصی به این پیرزن رو کرد و گفت: «تو که بهتر از حاج آقا می‌دانی، پس چرا سؤال می‌کنی؟! عجله کن تا برویم! وَخی وَخی!1»

  • آن آخوند هم به انگلیس رفت! از این آخوندهای درباری هستند! مهم غسل است! کفن چیست؟! در چادر او را بپیچ!

  • [خلاصه] فرمودند که این‌طور افراد هم پیدا می‌شوند، حالا اگر این آقای جناب شاه مسجد را از ما گرفت و گفت که تو بر علیه ما حرف می‌زنی و چه‌کار می‌کنی و بعد یک عده دیگر را آورد و خلق الله و افراد آنجا را گرفتند حالا چه‌کار کنیم؟! می‌فرمودند که شروع به مخالفت با آن مرام می‌کردند و نمی‌پذیرفتند حتی گاهی اوقات اصلاً کار به تهدید هم کشیده می‌شد و شخص اذیت می‌کرد.

  • او این فکر را نمی‌کند که مسجد را از تو گرفت، حالا اعدامت که نمی‌کند! مسجد را می‌گیرد و می‌گوید که برو و در خانه بنشین! حالا فوقش به آنجا هم بکشد، کشید که کشید، وقتی که کار برای خدا باشد به هرجا می‌خواهد کشیده شود، آنجا دیگر مسئله‌ای نیست، توجه کردید؟!

  • یعنی در تفکر، تبلیغ، مرام و راه ما، چه قضیه‌ای به‌عنوان اصل است و چه قضیه‌ای به‌عنوان مسائل جانبی و امثال‌ذلک است؟ این مسئله در میان آن باباشمل‌ها و امثال طیب‌ها نیست چون باطن آنها صاف است، وقتی می‌بینند که امام حرفی می‌زند یا شخصی که مبلّغ امام است و این‌طور خیال می‌کند که حتماً هم حرفش مثل حرف امام است، آن‌وقت با آن صفای خودش جلو می‌آید، با آن صفای خودش حرکت می‌کند؛ لذا مرحوم آقا نظرشان در مورد افرادی که در جریان جنگ بین ایران و عراق حضور داشتند، این بود: افرادی که براساس صفای دل، بینش و همان التجائی که داشتند، حرکت کردند و رفتند و شهید شدند، اینها با اصحاب امام حسین علیه السلام محشور خواهند شد، این مسئله بوده است، آن افرادی که با صفای دل، واقعاً بینه و بین الله حکم شرعی را تشخیص داده‌اند و جانشان را گذاشتند و گفتند که ما می‌رویم، این چه فرقی می‌کند؟! اگر امام حسین علیه السلام هم بود، این شخص در روز عاشورا نمی‌رفت؟! دو دوتا چهارتا دیگر، می‌رود! آن جوان پاک و صاف در هر شغلی، در هر صنفی و هر کیفیتی، واقعاً بینه و بین الله خودش را کنار می‌گذارد. ما به مسائل و مطالب دیگر کار نداریم.

    1. به لهجۀ اصفهانی یعنی: بلند شو، بر‌پاخیر.
/ 260