لزوم توأم بودن مباحث علمی با مباحث عملی
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-07-04
لزوم توأم بودن مباحث علمی با مباحث عملی
14مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در زمان سابق بعد از آن سفری که با ما رفتند، دوباره به مکه رفته بودند، کاروان یک روحانی داشت که اتفاقاً آدم خوبی هم بود، الآن نمیدانم ایشان در قید حیات هست یا نه، آن موقع هم سن او زیاد بود و من ایشان را دیده بودم، در جایی نماز میخواندند، شخص خیلی باتقوایی بود، شیخ بود ولی اسمش یادم نمیآید، بعد میفرمودند که یک پیرمرد آخوند هم بود که آخوند ساواکی و درباری بود، این پیرمرد میخواست به انگلیس برود و بچهاش را ببیند، اوقاف گفتند که با این کاروان به مکه برو و بعد از آنجا به جدّه و بعد به انگلیس برو، دیگر نفهمیدم که قضیه چه بود، بعد میگفتند:
در همان موقعی که ما آنجا بودیم، پیرزنی فوت کرد و خواستند [تا او را تجهیز کنند]، نزد این پیرمرد آمدند و گفتند: «چهکارش کنیم؟! او را غسل دهیم؟! او را کفن کنیم؟!»
بله، بحمدالله ایشان از نظر علوم و سطح علمی با این دیوار هیچ فرقی نداشت! میخواست به انگلیس برود منبابمثال شاه گفته بود: «حالا که میخواهی به انگلیس بروی از راه مکه برو»، شاید تا حالا مکه نرفته بود و شاه دلش سوخته و گفته بود که لااقل به مکه برو و بعد از آنجا به انگلیس برو!
از غسل و کفن و این حرفها میپرسیدند، این آخوند هم مثل مربای آلو ایستاده بود و نگاه میکرد!
یک پیرزن اصفهانی بود، گفت: «آقا چند دفعه باید این میت را غسل دهیم؟!» گفت: «هر چند دفعه دادید، کفایت است!»
اصلاً نمیدانست که باید سه دفعه باشد که یک دفعه با سدر و یک دفعه با کافور و یک دفعه هم با [آب خالص]!
پیرزن گفت: «حاج آقا! ما شنیدیم که سه دفعه است؟!»
گفت: «بله، بله! همان سه دفعه خوب است، بله ثواب دارد!»
بعد آقا میفرمودند:
ما هم نشسته و سرمان را پایین انداخته بودیم!

