لزوم توأم بودن مباحث علمی با مباحث عملی
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-07-04
لزوم توأم بودن مباحث علمی با مباحث عملی
13البته این یک حالت توحیدی دیگری هم دارد که انسان از این نظر خوشحال شود که مردم به [خدا] تمایل کردند، این اشکال ندارد، خوب هم هست اما اینکه اثر من است و بله، خواهش میکنم! دیگر چه کنیم! بله، توفیق خداوند است، خداوند توفیق داده است! قلم ما اینطور شده است! مورد توجه قرار گرفته است، تمام اینها پدرسوختگی و کلک و بازی است.
در کلام ائمه علیهم السلام هم هست که وقتی انسان احساس میکند که کلامش باعث هدایت شخصی شد خوشحال میشود، قاعدهاش هم همین است، نه اینکه [من] باعث شدهام. اینکه [من] باعث شدهام با اینکه این قضیه باعث شده است، دومطلب جداست؛ یک وقت این قضیه باعث شده است که آدم خوشحال شود عیبی ندارد و در اینجا چیزی دخالت ندارد؛ یک وقت میگوید که دیگر کار ما باعث شده است که یک عده از این قضیه دست بردارند! این ایراد دارد و [در این فیلم] آنها در آن حرفها و مسائل حرکت میکردند.
علیٰکلِّحال آنچه که نسبت به این قضیه بهنظر ما رسید، این است که یک نبی خدا اینطور نمیگوید مگر اینکه حال حضرت یعقوب آن نوع دوم باشد که جای توجیه هست.
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ میفرمودند:
گاهی اوقات در قضیهای پیش شخصی میرفتیم که امام جماعت بود، فردی مهم و مورد توجه بود و دو ساعت با او حرف میزدیم منبابمثال میگفتیم که آقا پس تو این مسجد را اصلاً برای چه درست کردهای؟! مگر غیر از این است که بخواهی این مردم را به سمت خدا بکشانی؟! الآن وقتش است که در این مسجد بسته شود!
میگفت: «الآن؟! نه! نمیشود، مردم را نمیشود ... !»
میگفتیم: «آقا همه اینطور کردند، خلاصه همه اینطور جلو آمدند و قدم برداشتند، این کار شما باعث میشود که مانع ایجاد شود، چوب لای چرخ برود و ... .»
الآن آدم خیال میکند که اینها اشخاصی هستند که خودشان بهدنبال [مسائلاند]، درحالیکه فقط اشتراک در لباس و ظاهر وجود دارد، دیگر در بقیۀ مطالب اشتراک نیست. اولین فکری که شخص میکرد این بود که آیا این مسجد را با این عمل از دست میدهد یا نمیدهد؟! اگر دولت آمد و این مسجد را گرفت و افراد را زد و بیرون کرد و عدۀ دیگری را آورد و امثالذلک [چه میشود؟!] خیلی جالب است و فیه نکاتٌ! اگر با این کاری که میکنی و با این حریت و حرف تو، دولت ـ منظور همان زمان شاه است! ـ گفت که آقا چهکار میکنی؟! برو دنبال کارت و در مسجد را ببند و بعد هم خودش یکی از این آخوندهای درباری را بیاورد و آنجا بگذارد [چه کنیم؟!] از این آخوندهای درباری هم إلیٰماشاءالله در زمان سابق بودند!

