جلسه ۱۴۰
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-02-06
جلسه ۱۴۰
14یعنی ببینید وقتی که یک شخصی فساد و انحراف پیدا میکند آن انحراف یک وقت بر اساس جهل است، براساس جهل است نمیفهمد.
اما یک وقتی بین مرحوم آقا ـ من بودم ـ و مرحوم علامه طباطبایی صحبت راجع به محیالدین شد، که مثلاً محیالدین خب یک مطالبی دارد که مطالب موافق با اهل تسنن و اینهاست، مرحوم آقا میفرمودند که ممکن است ما بگوییم که اصلاً در مقام استضعاف محیالدین این حرف را زده ولی بعداً دیگر در اواخر عمر قضیهاش فرق کرده بود، توجه میکنید؟ مسأله تفاوت کرده، مرحوم علامه میگفتند که آخر ما استضعاف را راجع به محیالدین میتوانیم بپذیریم؟ 1 خب محیالدین بگوییم استضعاف دارد، آخر اگر او مستضعف است پس بقیه چه هستند؟ بقیه شوت هستند؟! ولی حق مطلب این نیست، ببینید ما میگوییم محیالدین یک شخصیتی است که فتوحات دارد، یک شخصیتی است که فصوص دارد، یک شخصیتی است که مطالبی را که مطرح کرده اصلاً کی آمده یک همچنین مسائلی را باز کرده؟ ولی الآن ما داریم به این محیالدین نگاه میکنیم از دیدگاه یک فرد، ولی تاریخش را ما نداریم، ما توجه به او نمیکنیم.
محیالدینی که پنجاه سالش بود و محیالدینی که چهل سالش بود، محیالدینی که شصت سالش بود، اینها همه محیالدین بودند امّا محی الدین در چه زمانی و با چه مطالبی! ما ميگوييم محیالدین گفته، شاید محیالدین در سی سالگی گفته، خب خیلی فرق میکند تا محیالدینی که در سن هفتاد سالگی آمده یک همچنین مطلبی را گفته، مرحوم آقا این را میخواستند به مرحوم علامه طباطبایی مطرح بکنند که محیالدین که این حرفها را زده در یک سنینی زده که از او استضعاف برمیآید، منتها شما الآن یک نگاه به محیالدین میکنید میگویید آقا اینجا این حرف را زده، خب همین محیالدین کتاب دارد و این کتاب را در زمانهای مختلف دارد، لعلّ اینکه بعداً مطلب برایش روشن شده باشد و این مطلب را دیگر در آنجا نگفته.
- روح مجرد ص435.

