جلسه ۱۳۸
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-01-27
جلسه ۱۳۸
3مرحوم آقا میفرمودند که منبری که روضه ندارد مثل غذای بینمک است، غذایی که نمک ندارد، و اصلاً حقیقت روحانیت صحبت و سخنان انگار بدون این روضه و توسل به جان نمینشیند، و زود رد ميشود و میگذرد! خیلی توجه داشتند.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
دیروز عرض شد که در قضیه تعارض بین نهی و اباحه و تجویز در عبادات، صحبت به اینجا رسید که مرتبه سوّم در این انشاء تکلیف، عبارت است از نفس فاعل در مقام فاعلیت.
در بعضی از اوقات ما مشاهده میکنیم که برای مولا، خود جنبه فعل زیاد مورد نظر او نیست یعنی مصلحت فعلی را در انشاء امر یا مفسده فعلی را در نهی از یک فعلی مد نظر ندارد، بلکه صرفاً به جنبه فاعلی، چه در نقطه مصلحت و چه در جهت و نقطه مفسده، مولا نظر دارد، مثلاً در آن مواردی که قصد مولا این است که یک تجربهای این فرد بکند، یا این که او را به یک عملی وادار کند، او را مکلف به یک کفّ نفسی بکند، حالا آن کف نفس هیچ مدّ نظر او نیست، همینقدر این جنبه إستنکاف در نفس او تحقق پیدا بکند برای مولا کافی است. یا اینکه او را امر به یک مسئلهای میکند که نفس آن امر مورد نظر او نیست، شاید یک امر خیلی لغوی هم باشد ولی این به جهتی برای مصلحت فاعلی، نه به مصلحت فعلی، مولا میخواهد آن جنبه فاعلی در این مسئله تحقق پیدا بکند، نسبت به یک مطلبی امر بکند.
مثلاً دیده شده بعضی از افراد که میخواهند فرزندشان کاسب باشد، اینها را پشت دخل میگذارند، یا آنها را مجبور میکنند که چیزی را بفروشند، حالا به ضرر کردن و نکردن کاری ندارند، آمد و ضرر هم کرد، خب مقصد از تجارت و کسب برای تاجر تحصیل منفعت است ضرر که نیست، کدام کاسبی و تاجری از یک معامله مقصودش ضرر است؟ امّا این کاری ندارد به این که در این معامله ضرر انجام میشود یا نفع انجام میشود، میخواهد فرزندش نسبت به این مسئله تدرّب و تجربه و خبرویّت پیدا بکند، ضرر هم بکند میگوید برای من مهم نیست، هر چقدر هم ضرر بکند، یاد بگیرد که چطور با مردم طرف شود، یاد بگیرد چطور این راه کسب است، یاد بگیرد که چطور میخواهد فرض بکنید که كاسب بشود آن مهم است. و آن که پیدا شد و حاصل شد میگوید حالا بیا پشت دخل بنشین و دفتر و مکتب و تجارتخانه و مغازهاش را به او میسپرد و هر چیزی که دارد به او میسپرد، این جنبه فاعلی در این مسئله و قضیه مورد نظر مولا است.

