جلسه ۱۳۷
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-01-26
جلسه ۱۳۷
6علي کل حال خُب این یک مرتبه است، این مربوط به خود نفس فعل است.
مرتبه دوّم همانطوری که عرض کردیم این قضیه مربوط میشود به آن ظرفیت و شرائطی که این فعل در آنجا انجام میگیرد، ممکن است فرض بکنید که خود نفس فعل در یک جا مستحب باشد ولی در یک شرایط دیگر که قرار میگیرد این مستحب تبدیل به مکروه میشود، مثل سلام، سلام مستحب است و بسیار هم اکید است ولی همین عمل استحبابی که فی حد نفسه خودش یک امر مستحب است، در شرائط مختلف و در ظروف مختلف و قیود مختلف احکام و موضوعات مختلفی بوجود میآید و به واسطه تحقق موضوع حکم هم تبعاً تفاوت پیدا میکند، مکروه میشود، استحباب پیدا میکند، چه میشود. مسائل هم زیاد است و نیاز به گفتن ندارد1.
شما یک برخاستن را در نظر بگیرید، میبینید که بلند شدن برای رفیقتان، برای فردی که جنبه استاد دارد و تعلیم دارد خب آن حساب دیگری دارد، برای پدر و مادر مستحب و خوب است، ولی همین برخاستن را شما به عنوان تمسخر نسبت به یک نفر انجام بدهید این حرام میشود! خُب یک برخاستن است دیگر، در شرایط مختلف فرق میکند، نسبت به یک کسی ممکن است این مکروه باشد، این جهت دوّم مسائلی که ما به آنها ابتلاء داریم همه از این حیثیت دوّم است، یعنی فرض کنید من باب مثال در همین عمره، این عمره خودش یک عمل مستحب است، اوّله التلبيه واخره الصلاة. کجاش خلاف است؟ لبیک اللهم لبیکش خلاف است و کراهت دارد؟ یا فرض بکنید طوافش خلاف است؟ و يا سعيش خلاف است! میبینیم همهاش عین عبادت و صلاة است و طواف است و سعی است و .... کجای این قضیه اشکال دارد؟! امام میفرماید که: لا تَفْعَلْ، کجای این قضیه ایراد دارد؟! لبیکش ایراد دارد؟ سعی و...کجایش ایراد دارد؟ میبینیم که در اینجا مسأله این نیست، ولی در عین حال همین در یک شرایطی قرار میگیرد که در آن شرایط خُب حضرت میفرمایند: لا تَفْعَلْ! كه عمره متكرره باشد.حضرت ميفرمايد كه انجام نده. امّا خود عمره فی حد نفسه چیست؟ خودش عبادةٌ من العبادات و نُسْکٌ من النُّسُک، خُب این ایراد از این نقطه نظر به آن شرائطی برمیگردد که آن شرائط باعث میشود که این از آن جنبه اوّل و از آن حیثیت اوّل کم بشود، اینجا دیگر ما باید کم کم ذهنمان برود که من می خواهم چه بگویم، یعنی آن ملاک تکلیف و ملاک و مناط و رمزی که امام علیه السلام به واسطه آن، این عمل مستحب را منهی قرار میدهد و نهی میکند، کم کم دیگر دستمان میآید که این چه حیثیتی در اینجا میتواند پیدا بکند، که یک عمل فی حد نفسه خودش ایراد ندارد ولی در ارتباط با یک شرائط دیگری شما می بینید مکروه است، خود یک عمل فی حد نفسه خیلی هم خوب است اما در یک ارتباط با یک مسأله دیگر شما می بینید که این ایراد دارد، این صحیح نیست، به خاطر شرائط و مسائلی که هست. و دلیل بر این قضیه هم خُب روشن است، علّتش مشخص است که خود عمل به اضافه آن شرائط خودشان ملاک واحدی را به وجود میآورند، در تحت آن ملاک است که حکم به واسطه آن ملاک واحد و مناط واحد تغییر پیدا میکند، خود عمل فی حد نفسه اگر در نظر بگیریم لو خُلّي وطَبْعَه، عمل، عمل مستحب است.
- جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به كتاب افق وحي ص193تا195. مقدمه رساله طهارت ذاتي انسان

