اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

احرام از محاذات میقات - نیّت احرام (2) - 28-11-1432

نیّت احرام (2)

توضیحات:

احرام از محاذات میقات - نیّت احرام (2) - 28-11-1432

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نیّت احرام (2)

6
  • ببینید بنده همیشه این مطلب را خدمت رفقا در سنوات قبل عرض می‌کردم که وقتی شما یک مطلب و یا حدیثی را از امام می‌شنوید، صاف نباید کنار بگذارید، به‌عنوان اینکه ما نمی‌دانیم! اگر تو نمی‌دانی، خیلی‌ها هستند که می‌دانند! شخص صاف می‌گوید که نمی‌دانیم. اگر نمی‌دانی، حرف هم نزن. وقتی سند روایت معتبر است و ما مجبوریم که آن را به امام نسبت دهیم، چرا باید بگوییم: «فاضرِبوه علی الجِدار»؟!1 به چه حسابی باید به دیوار بزنیم؟! چون نمی‌فهمیم؟! خب روایت را به آنهایی بده که می‌فهمند تا آنها روایت را تفسیر و معنا کنند!

  • حکم صورت عدم امکان جمع بین روایات متعارض

  • در جایی هم که هیچ چاره‌ای نباشد، «فاضرِبوه علی الجِدار» نداریم بلکه باید در مقام تخییر، أحدهما را اختیار کنیم.

  • جایگاه عمل به «فاضربوه علَی الجِدار» در تعارض بین روایات

  • الاّ اینکه با اصل مسلّم و ضرورة من الدین مخالف باشد که در آنجا «فاضرِبوه علی الجِدار» می‌آید، در جایی که انسان قطعاً بداند که روایت از باب تقیه بوده و امام علیه السلام مراد جدی از مفاد این روایت را قصد نکرده است، در آنجا «فاضرِبوه علی الجِدار» می‌آید. ولی در جایی که ما روایت جدی داریم و انتسابش به امام مسلّم است، یکی دوتا هم نیست مثلاً امام باقر در این زمینه روایت دارد، امام صادق روایت دارد، موسی بن جعفر هم روایت دارد، در این صورت آیا ما باید آن روایات را «فاضرِبوه علی الجِدار» کنیم؟! حق نداریم این کار را انجام دهیم. حالا چون با سلیقۀ ما نمی‌خواند، باید از «فاضرِبوه علی الجِدار» استفاده کنیم؟! این کار صحیح نیست. وقتی انتساب یک روایت بر طبق مبانی به امام محرز شد، دیگر نمی‌توانیم از آن صرف‌نظر کنیم.

  • بنابراین تعارض بین این سه روایت قطعی است؛ یک سال بودن در مکه، شش ماه و پنج ماه بودن. فرض کنید یک روایت بگوید که اقامت عشرة أیام و نیّت عشرة أیام برای تمام خواندن نماز لازم است، روایت دیگر بگوید که اگر پنج روز هم باشد، نماز را تمام بخواند؛ آیا در اینجا تعارض نیست؟! بالأخره باید یکی را قبول کرد چون اگر پنج روز بماند باید قصر بخواند و تمام نباید بخواند؛ لذا یا باید گفت: پنج روز درست است یا ده روز درست است. اگر بخواهیم بگوییم که هردو روایت درست هستند، چاره‌ای نداریم جز اینکه بگوییم: «روایت پنج روز درست است و روایت ده روز آکد است»، دیگر نمی‌توانیم بگوییم که ده روز درست است، در اینجا پنج روز را باید کنار بزنیم، چاره‌ای جز این نداریم.

    1.  تفسیر الصافی، ج ۱ ص ۳6، با قدری اختلاف:
      «قال النبی صلّی اللّٰه علیه و آله و سلم: ”إذا جاءَکم عَنی حدیثٌ فأعرضوه علی کتابِ اللّٰه تَعالی فما وافقَ کتاب اللّٰه فاقبلوه و ما خالفه فاضربوا به عرض الحائط“.»
/ 380